بودن است . و در اينجا مراد از او شغل طاعت و عبادت الهى است . و « تبعه » به معنى گناه و ظلم و مانند آن است . و چون گناه و ظلم ، تابع آدمىاند در آخرت و از او جدا نمىشوند ، به اين مناسبت ، او را تبعه مىگويند . و « لحوق » به معنى رسيدن و از عقب آمدن است . و « سأمه » - به سكون همزه يا به مد الف ، چنانچه معا در نسخهء اصل وارد شده است - به معنى ملال است . و در نسخهء كفعمى ، بدل « سأمه » ، « سيّئه » است ، به معنى گناه . و « تولّى عنه » ، يعنى اعراض كرد و برگشت از او .
( معنى كلام امام عليه السّلام )
پس خلاصهء معنى اين كلام شريف ، آنكه اى خدايى كه ذكر او « 1 » شرفى است به جهت جماعتى كه ذكر او مىكنند ! و اى آن خدايى كه شكر او نجاتى است از براى جماعتى كه شكر او مىكنند ! و اى آن خدايى كه طاعت و خدمت او نجاتى است از براى جماعتى كه اطاعت و بندگى او مىكنند ! صلوات بر محمد و آل او بفرست ، و مشغول ساز دلهاى ما را به ذكر تو ، از ذكر هر چيز ديگر كه در دنيا مىباشد ، از لذات دنيويه ، چنانچه با ذكر تو هيچ چيز ديگر را ذكر نكنيم . و مشغول ساز زبانهاى ما را به شكر تو ، از شكر هر شخص ديگر كه در دنيا باشد ، چنانچه با شكر تو ، شكر غير تو را از پادشاهان و غير فراموش كنيم . و مشغول ساز عضوهاى ما را ، كه فعلها از ايشان صادر مىشود ، چون دستها و پاىها را به طاعت خودت ، از طاعت و بندگى هر شخص « 2 » ديگر كه در دنيا باشد ؛ چون پادشاهان و جماعت اهل دنيا . پس اگر تقدير كردهاى از براى ما آنكه در يك وقتى فارغ باشيم
هامش
( 1 ) . نسخهء ب ، د : ذكر شكر او ( در نسخهء ب روى شكر ، خط زده شده است ) .
( 2 ) . نسخهء د ، ه : شخصى .