از شغل عبادت و طاعت الهى ، پس بگردان آن فارغ بودن را فارغ بودنى با سلامتى از بيمارى و مرض و از گناه ، كه نيابد ما را در آن فراغت ، هيچ گناهى و ظلمى كه بر كسى بكنيم . و به ما نرسد و از عقب ما به ما ملحق نشود در آن فراغت ، ملالى كه از طاعت تو داشته باشيم ؛ يعنى در وقتىكه فارغ باشيم از عبادت تو ، گناهى از ما صادر نشود و ملالى و دلگيرى نداشته باشيم از طاعت ، كه آن ملال ، باعث ترك طاعت تو شده باشد ، تا آنكه برگردند ملائكهاى كه در نامهء اعمال بندگان ، گناهان مىنويسند ، از پيش ما در حالتى كه صحيفهء نامهء اعمال ما خالى باشد از ذكر گناهان ما ، و برگردند و روى بگردانند ملائكهاى كه در نامهء اعمال بندگان ، حسنات را مىنويسند ، از پيش ما در حالتى كه خوشحال باشند به سبب آنكه نوشتهاند در نامهء اعمال ما حسنات ما را .
[ قوله : « و إذا انقضت أيّام حياتنا . . . و مستجيب لمن ناداك » ]
و إذا انقضت أيّام حياتنا ، و تصرّمت مدد أعمارنا ، و استحضرتنا دعوتك الّتي لا بدّ منها و من إجابتها ، فصلّ على محمّد و آله ، و اجعل ختام ما تحصي علينا كتبة أعمالنا توبة مقبولة لا توقفنا « 1 » بعدها على ذنب اجترحناه ، و لا معصية اقترفناه ، و لا تكشف عنّا سترا سترته على رؤوس الأشهاد يوم تبلوا أخبار عبادك ، إنّك رحيم به من دعاك ، و مستجيب لمن ناداك
« انقضاء » به معنى تمام شدن و گذشتن است . و « تصرّم » به معنى آخر شدن و منقطع گشتن است . و « مدد » جمع « مدت » است . و « استحضار » به معنى حاضر شدن است . و مراد از « دعوتك » آن دعوتى است كه حضرت سبحانه و تعالى جميع بندگان را به مرگ و اجل موعود خوانده است كه هيچكس را چارهاى نيست از آنكه آن دعوت را بشنود و قبول كند . و « ختام » و خاتمه به معنى عاقبت و آخر است . و
هامش
( 1 ) . حاشيهء نسخهء ب ، د : س و كف : لا تقفنا ( مراد نسخهء ابن ادريس و كفعمى است ) .