« احصاء » به معنى جمع نمودن و گردآورى كردن است . و « لا توقفنا » مشتق است از « ايقاف » ، به معنى برپا داشتن و ساكن نمودن و مشرف ساختن است . و « لا تقفنا » - چنانچه در نسخهء ابن ادريس است - مشتق ( است ) « 1 » از « وقوف » ، به همان معنايى كه مذكور شد . و مراد آن است كه ما را بعد از توبه ، بر گناهى مشرف مساز ؛ چنانچه طبع ، راغب به آن گناه باشد و ساكن باشد نزد كردن آن گناه و نخواهد كه از او درگذرد . و « اجتراح » و « اقتراف » ، هر دو به معنى كسب كردنند . و « كشف » به معنى ظاهر ساختن است . و معنى « ستر » - به كسر سين - پردهاى است كه خود را به آن پوشانند .
( بيان معنى رؤوس أشهاد )
و « رؤوس » جمع « رأس » است به معنى سر . و « أشهاد » جمع « شهد » است - به سكون هاء - و « شهد » جمع « شاهد » است ، يعنى حاضر يا گواه . و در اينجا مراد از « أشهاد » ، ملائكهاند كه در روز قيامت ، حاضر خواهند بود در وقت حساب و گواهى به افعال بندگان مىدهند . پس مراد از « رؤوس أشهاد » عقول ملائكه و افهام ايشان است . و چون قوّت مدركه در انسان ، در سر مىباشد ، « رؤوس » را به ملائكه اضافه كردهاند از بابت استعاره . يا اضافهء « رؤوس » به « أشهاد » ، بيانيه است . و مراد از « رؤوس » ، بزرگان و سردارانند ، چون ملائكه . و ممكن است كه مراد از « أشهاد » در اين مقام ، منبرها باشد ؛ چه منبرها در ميان خلق ، حاضر و نمايانند . پس « رؤوس أشهاد » ، كنايه از سر منبرها باشد ؛ يعنى ستر ما را ظاهر مساز و ما را رسوا مكن بر سر منبرها در روز قيامت ، چنانچه اهل محشر ، جميعا اطلاع بر گناهان ما بيابند . و « يبلوا » « 2 » مشتق است از « بلو » ، به معنى آزمودن و امتحان كردن است .
هامش
( 1 ) . از نسخهء ه .
( 2 ) . در دعا « تبلوا » آمده بود .