عدالت كنى با ما - چه عدالت آن است كه ما را به گناهانى كه كردهايم ، عذاب كنى و ما طاقت آن نداريم - و نجات نيست هيچكس را از ما ، به غير از آنكه تو عفو گناهان ما بكنى . « 1 »
اى آن كسى كه محتاج نيستى به هيچكس از توانگران ، و توانگران همه به تو محتاجند ! « 2 » اى پروردگار ! متوجه جانب ما باش ، ما بندگان توايم ، در برابر حضرت تو ايستادهايم و منتظر فيض درگاه توايم . و من محتاجترين همهء فقيرانم ، كه به سوى درگاه تو احتياج دارند . پس تدارك و تلافى كن و درست نماى شكستگى پريشانى ما را به بخشش تو . و قطع مكن اميد ما را به عزت خودت ، كه اگر قطع كنى اميد ما را از مراتب سعادت ، دور كرده خواهى بود از سعادت ، كسى را كه طلب سعادت از تو كند ، و محروم و بىبهره ساخته خواهى بود كسى را كه طلب بخشش كند از احسان تو . پس به سوى درگاه كدام شخص خواهد بود در اين وقت ، برگشتن ما از آستان تو ؟ و به سوى كدام مكان و جاى خواهد بود برگشتن و رفتن ما از درگاه تو ؟
[ قوله : « سبحانك نحن المضطرّون . . . و رغبتنا عنه إليك » ]
سبحانك نحن المضطرّون الّذين أوجبت إجابتهم ، و أهل السوء الّذين وعدت الكشف عنهم ، و أشبه الأشياء بمشيّتك ، و أولى الأمور بك في عظمتك رحمة من استرحمك ، و غوث من استغاث بك ، فارحم تضرّعنا إليك ، و أغننا « 3 » إذ طرحنا أنفسنا بين يديك . اللّهمّ إنّ الشيطان قد شمت بنا إذ شايعناه على معصيتك ، فصلّ على محمّد و آله ، و لا تشمته بنا بعد تركنا إيّاه لك ، و رغبتنا عنه إليك
« نحن المضطرون » و « أهل السوء » اشارهاند به آيهء كريمهء
أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا
هامش
( 1 ) . نسخهء ه : كنى .
( 2 ) . نسخهء ه : اى كه محتاج نيستى . . . و توانگران همه محتاجند .
( 3 ) . حاشيهء نسخهء ب ، د : س : أغثنا . ( مراد نسخهء ابن ادريس است ) .