دو ) « 1 » آمده است . و معنى اول ، انسب است . و « منع » به معنى خلاف بخشش است و به معنى عزّت و بزرگى هم آمده است ؛ چنانچه سابقا مذكور شد « 2 » . و « إشقاء » به معنى دور كردن از سعادت است ، يعنى شقاوت دادن . و شقاوت ضد سعادت است . و « استسعاد » طلب سعادت نمودن است .
و « حرمت » مشتق است از « حرمان » ، يعنى بىبهره و نصيب ساختن . و « استرفاد » به معنى طلب يارى كردن است . و به معنى طلب رفد ، كه عطا است ، نيز آمده است . و « فضل » به معنى احسان است . و « من » استفهاميه است و نكرهء تامه ( است ) . « 3 » و « اين » ظرف است به جهت استفهام محض . و « حينئذ » ظرف زمانى است ، به معنى « 4 » در اين وقت است . و اصل او « حين إذ كان كذا » بوده است ؛ چنانچه در كتب نحو مذكور است . و « منقلب » - به فتح لام - مصدر ميمى است به معنى انقلاب . و انقلاب به معنى حركت كردن است . و همچنين « مذهب » مصدر ميمى است به معنى رفتن و حركت نمودن .
( معنى كلام امام عليه السّلام )
پس خلاصهء معنى اين كلام شريف ، آن كه خدايا ! اگر تو خواهى ، عفو مىكنى گناهان ما را . پس اين عفو تو ، به احسان تو خواهد بود . و اگر خواهى ، عذاب مىتوانى كرد ما را . پس اين عذاب تو ، به عدالت تو خواهد بود . پس آسان كن بر ما عفو خودت را به بخشش تو . و امان ده و خلاص كن ما را از عذاب تو ، به آنكه از گناهان ما بگذرى . پس به درستى كه حال آن است كه طاقت نيست ما را به آنكه
هامش
( 1 ) . از نسخهء ه .
( 2 ) . در ص 204 .
( 3 ) . از نسخهء ه .
( 4 ) . نسخهء د : يعنى .