گناه است . و مراد از « وقوف » ، ايستادن و متحير شدن است ؛ چه تحير مستلزم وقوف و ايستادن است . و در بعضى نسخهها بدل « تقصير » ، « نقصين » است . و « دنيا » غير منصرف است ؛ به جهت الف تأنيث مقصوره . و او مؤنث « ادنى » است كه افعل تفضيل است . و موصوف او حيات يا نشئه يا دار و مانند آن است . و بعضى از اهل عربيت ، او را منصرف مىدانند و تنوين داخل او مىكنند و « دنيا » مىگويند . و « إيقاع » به معنى قرار دادن و واقع ساختن است . و مراد از « أسرعهما فناء » آن است كه دنيا فنا و نيستى او بيشتر مىشود از آخرت ، بلكه آخرت هرگز فانى نمىشود .
( بيان معنى توبه در اين مقام )
و مراد از توبه در اين مقام ، رجوع است از نقص به كمال . و آن رجوع ، عين كمال است ؛ چنانچه توبه از گناه ، رجوع است از گناه ، كه نقص است ، به طاعت ، كه عين كمال است . پس مقصود امام عليه السّلام آن است كه اگر ما متحير باشيم ميان نقص دنيا و لذات او و ميان نقص در لذات آخرت ، پس چنان كن كه آن نقص ، در لذتهاى دنيا باشد ، كه او زود نيست « 1 » و فانى مىشود و كمال در آخرت باشد ، كه لذتهاى او هميشه باقى خواهد بود . پس زاهد ، كه ترك لذتهاى دنيا مىكند ، چون آن لذتها را بقايى نيست و زود زايل مىشود و در عوض آن ، لذتهاى آخرت ، كه هميشه دائم و باقى است ، خواهد يافت . و متنعم در دنيا ، كه زاهد نيست ، برعكس اين است ، لذتهاى دنيايى بىبقا را مىچشد و از لذتهاى آخرت ، كه هميشه باقى خواهد بود ، بىبهره است .
و ممكن است كه مراد از توبه در اين مقام ، لازم توبهء مشهوره باشد ؛ يعنى رحمت و آمرزش پروردگار . پس اطلاق اسم ملزوم بر لازم كرده باشند .
هامش
( 1 ) . كذا .