رسالتپناه ، حضرت جواب دادند كه چون از چوپان دويم احسان ديده بوديم ، نمىخواهيم كه در روز قيامت ، او را حساب بسيار بوده باشد به علت مال و فرزند بسيار . لهذا در حق او دعا كرديم كه به قدر كفاف ، پروردگار به او عطا كند . « 1 » و چون از چوپان اول احسان نديديم ، دعا كرديم كه پروردگار مال و فرزند بسيارى به او بدهد كه اين ، موجب بسيارى حساب او در روز قيامت بشود . « 2 »
[ قوله : « و نعوذ بك من شماتة الأعداء . . . يا أرحم الراحمين » ]
و نعوذ بك من شماتة الأعداء ، و من الفقر إلى الأكفاء ، و من معيشة في شدّة و ميتة على غير عدّة . و نعوذ بك من الحسرة العظمى ، و المصيبة الكبرى ، و أشقى الشقاء و سوء المآب و حرمان الثواب و حلول العقاب . اللّهمّ صلّ على محمّد و آله ، و أعذني من كلّ ذلك برحمتك و جميع المؤمنين و المؤمنات ، يا أرحم الراحمين !
« شماتة » يعنى خوشحالى كردن به بلاى دشمن . و « أعداء » جمع « عدو » است . و « أكفاء » جمع « كفؤ » است ، به همزه يا به واو ، به معنى مثل . و در بعضى نسخهها « أكفّاء » است - به كسر كاف و تشديد فاء - جمع « كفيف » ؛ چون نصيب و انصباء . و « كفيف » مشتق است از « كفّ » به معنى منع كردن . و مراد از كفيف ، بخيل است .
پس مراد در اين نسخه ، آن است كه پناه مىگيريم به خداى تعالى از آنكه محتاج شويم به مردم خسيس بخيل . و بنابراين نسخه ، بعيد است كه جمع « كافّ » - به تشديد - باشد ، به معنى « من يكفّ عن أحد » باشد ؛ چنانچه بعضى از فضلاى معاصرين « 3 » توهم كرده بودند ؛ چنانچه مخفى نيست .
هامش
( 1 ) . نسخهء د : به او مال و فرزند عطا كند . نسخهء ه : به او بدهد .
( 2 ) . الكافى ، ج 2 ، ص 140 ، باب الكفاف ، ح 4 ؛ بحار الأنوار ، ج 72 ، ص 72 ، ح 4 . آخر حديث چنين است : « إنّ ما قلّ و كفى خير ممّا كثر و ألهى » .
( 3 ) . ميرداماد در شرح الصحيفة ، ص 143 .