خواهد داشت .
و « إزراء » به معنى خوار نمودن است . و مراد از « مقلّين » ، جماعتى كه كم مال و كمفرزند و كمجاهند به حسب دنيا . و مقصود از « إزراء به مقلّين » ، خوار نمودن ايشان است . و « سوء » به معنى بدى است . و « ولايه » - به كسر واو ، چنانچه در نسخهء اصل است . و به فتح واو نيز ، چنانچه در نسخهء ابن ادريس است - به معنى حكومت و تسلط است . و مراد از « من تحت أيدينا » ، جماعتىاند كه زير دست ما باشند ؛ مثل غلام و نوكر . و « اصطناع » به معنى احسان نمودن است . و « عارفة » به معنى احسان است . و در معنى « اصطناع » ، تجريد معنى احسان بايد كرد تا معنى صحيح باشد و تكرار لازم نيايد . و « نعضد » مشتق است از « عضد » ، به معنى يارى كردن و نصرت دادن است . و « أو » در « أو أن نعضد » به معنى واو است ، به جهت مطلق جمع ؛ چنانچه در قاموس مىگويد كه « أو » به معنى مطلق جمع ، كه شامل تقسيم و قرب معطوف با معطوف عليه در معنى باشد ، آمده است ؛ مثل « ما أدري أسلّم أو ودّع » ؛ « 1 » يعنى نمىدانم كه آيا سلام كرد يا وداع كرد . و اين « أو » به معنى مطلق جمع است ، شامل دو قسم مذكور ، چه وداع با سلام ، به يكديگر نزديكند ؛ چنانچه در اين مقام ، اعانت ظالم با صفات ذميمهء سابقه ، قرب تمام دارد و احتمال تقسيم و قرب ، هر دو دارد . و در نسخهء كفعمى ، بدل « او » ، « واو » است . و معنى كلام ، به اين نسخه ، ظاهر است . و « خذلان » به معنى خوار كردن است . و « ملهوف » به معنى مظلوم و مضطر است . و « روم » به معنى قصد است .
( معنى كلام امام عليه السّلام )
پس خلاصهء معنى اين كلام شريف ، آنكه خدايا ! بهدرستى كه من پناه مىگيرم
هامش
( 1 ) . القاموس المحيط ، ج 4 ، ص 435 ( با تصرف ) .