رفتن است . و « سنه » - به كسر سين - به معنى خواب ضعيف و سستى بدن و اول خوابها است . و « سنه » به معنى سال ، به فتح سين است . و معنى « تعاملي » ، چيزى را به دست برداشتن و فراگرفتن است . و مراد از « كلفه » ، چيزى است كه موجب مشقت و صعوبت است ؛ مثل حادثهء عظيمى « 1 » يا قرضى كه از عهدهء اداى آن بيرون نتواند آمد . و مراد از « إيثار باطل بر حق » ، اختيار باطل است بر حق و ترك حق .
و « إصرار » به معنى عزم كردن است . و « مأثم » مصدر ميمى است يا اسم مكان ، به معنى گناه كردن است يا فعلى كه گناه در او باشد . و مراد از « استصغار معصيه » ، آن است كه گناه را كوچك و حقير بشمارند . و معنى « استكبار طاعه » ، آن است كه طاعت را بزرگ و عظيم بشمارند . و اين دو معنى ، هر دو بسيار مذموم است شرعا و عقلا ؛ چه عقل هر صاحبانصافى ، حكم مىكند كه هرگاه شخصى عصيان پروردگار و مخالفت امر او را حقير شمارد يا اطاعتى كه پروردگار را در مقدمهاى بكند ، عظيم داند و خود را به آن سبب ، مستحق اجر عظيمى داند ، پس پروردگار را حقير شمرده است .
( معنى لفظ « احتساب » كه در احاديث بسيار مذكور شده است )
و در بعضى احاديث اهل بيت صلوات اللّه عليهم اجمعين وارد شده است بعضى الفاظ كه دلالت مىكند بر آنكه طاعت خود را عظيم بايد شمرد تا ثواب عظيم داشته باشند ؛ چنانچه در كتب احاديث مشهوره ، مثل كتاب كافى مشهور به كلينى ، و كتاب تهذيب حديث ، و كتاب من لا يحضره الفقيه بسيار وارد شده است به اين مضمون : « من فعل كذا و كذا احتسابا فله أجر كذا » ؛ يعنى هركس اين فعل و اين فعل
هامش
( 1 ) . نسخهء ب : عظيمه .