تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفه رضويه ( شرح صحيفه سجاديه ) ( فارسى ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣

[ قوله : « يا من تحلّ به عقد المكاره . . . و ألمّ بي ما قد بهظني حمله » ]

يا من تحلّ به عقد المكاره ! و يا من يفثأ به حدّ الشدائد ! و يا من يلتمس منه المخرج إلى روح الفرج ! ذلّت لقدرتك الصعاب ، و تسبّبت بلطفك الأسباب ، و جرى بقدرتك القضاء ، و مضت على إرادتك الأشياء ، فهي بمشيّتك دون قولك مؤتمرة ، و بإرادتك دون نهيك منزجرة ، أنت المدعوّ للمهمّات ، و أنت المفزع في الملمّات ، لا يندفع منها إلّا ما دفعت ، و لا ينكشف منها إلّا ما كشفت ، و قد نزل بي يا ربّ ! ما قد تكأّدني ثقله ، و ألمّ بي ما قد بهظني حمله « حلّ » به معنى گشودن است . و « عقد » جمع « عقده » است به معنى گره . و « مكاره » جمع « مكروه » است . و « يفثأ » مشتق از « فثأ » است ، به معنى ساكت ساختن و فرونشانيدن غضب است . و « حدّ » به معنى تيزى است . و « شدائد » جمع « شديد » است ، به معنى امر صعب سخت دشوار . و « التماس » به معنى طلب كردن است . و « مخرج » مصدر ميمى است به معنى بيرون رفتن . و « روح » به معنى فرح و خوشحالى است . و اضافهء روح ، بيانى است . و « ذلّت » مشتق [ است ] از « ذلّ » به معنى خوار شدن . و « صعاب » جمع « صعب » است به معنى امر دشوار . و « تسبّب » به معنى وسيله و سبب جستن است . و « أسباب » جمع « سبب » است . و او در اصل ، به معنى ريسمان است . و مراد از او چيزى است كه به او متوصل شوند در حصول مطلوب ؛ چنانچه به ريسمان ، متوصل به كارها مىشوند . و « مضت » مشتق است از « مضى » ، به معنى جارى بودن . و « مشيّت » به ياء مشدده و به همزه نيز آمده است ، به معنى اراده است . و در اصل نسخهء صحيفهء ، به هر دو نحو خوانده‌اند . « مؤتمره » مشتق است از « ايتمار » ، كه از امر گرفته‌اند ، به معنى قبول امر كردن . پس مقصود آن است كه جميع مخلوقات به محض ارادهء پروردگار ، بىآن‌كه قولى از او صادر شود ، قبول امر او كرده ، در جميع احوال كه بر ايشان وارد مىشود ، تابع قضا و قدر الهىاند ، بىآن‌كه قولى از