خشنودتر به قضا و تقدير الهى ، از جملهء جماعتى كه روز و شب بر ايشان گذشته است ، از جماعت مخلوقات تو ، شاكرتر از آن مخلوقات ، به سبب آنچه بخشيدهاى از نعمتهاى تو ، قائمتر از آن خلايق ، به دينى كه شرع كردهاى و قرار دادهاى از احكام شريعت تو ، مانعتر نفس خود را از آن خلايق ، از گناهان و معصيتهايى كه ما را ترسانيدهاى و منع نمودهاى از آنكه نهى تو به آن تعلق گرفته است .
خدايا ! گواه مىگيرم تو را و تو كافى هستى به جهت گواه دادن ، و گواه مىگيرم آسمان تو را و زمين تو را و جميع ملائكه را ، كه تو در آسمان و زمين ساختهاى ، و باقى مخلوقات تو را در اين روز و در اين ساعت و در اين شب و در اين مكان « 1 » كه قرار گرفتهام در آن مكان ، به آنكه گواهى مىدهم كه تو مستحق عبادتى ، كه به غير از تو مستحق معبوديت ديگرى نيست ، به عدالت قيام مىنمايى ، به عدالت حكم مىكنى ، مهربانى به جميع بندگان ، مالك اين مخلوقات و اين مملكت تويى ، مهربانى به جميع مخلوقات . و گواهى مىدهم كه محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بندهء با اخلاص تو است ، و پيغمبر تو است ، و برگزيدهء تو است از خلق تو ، بر دوش او بار كردهاى پيغمبرى تو را ، پس آن پيغمبرى را نسبت به امتش بر وجه كامل ، به جاى آورى ، و امر كردهاى او را كه نصيحت كند امتش را ، پس نصيحت كرد بر وجه كامل ، امتش را .
[ قوله : « اللّهمّ فصلّ على محمّد و آله . . . الطيبين الطاهرين الأخيار الأنجبين » ]
اللّهمّ فصلّ على محمّد و آله أكثر ما صلّيت على أحد من خلقك ، و آته أفضل ما آتيت أحدا من عبادك ، و أجزه عنّا أفضل و أكرم ما جزيت أحدا من أنبيائك عن أمّته ، إنّك أنت المنّان بالجسيم ، الغافر للعظيم ، و أنت أرحم من كلّ رحيم ، فصلّ
هامش
( 1 ) . نسخهء ه : و در اين هنگام .