الأشياء كلّها بجملتها لك ، سماؤها و أرضها ، و ما بثثت في كلّ واحد منهما ، ساكنه و متحرّكه و مقيمه و شاخصه ، « 1 » و ما علا « 2 » في الهواء و ما كنّ « 3 » تحت الثرى
« فلق » به معنى شكافتن است . و مراد از فلق اصباح ، آن است كه روشنى صبح در ظلمت شب ظاهر شود و هويدا گردد ؛ گويا ظلمت شب ، شكافته شده و روشنى صبح ظاهر شده است .
( بيان دو صبح كاذب و صادق )
و صبح بر دو قسم است : يكى صبح كاذب ، كه آن را صبح « مستطيل » مىگويند ؛ مانند دم گرگ ، كه در طول افق است ، نه در عرض او . به اين سبب ، مستطيل و « ذنب السرحان » نيز مىگويند . و ديگرى صبح صادق ، كه آن را صبح « مستطير » مىگويند كه پهن شده است و عرض افق را گرفته است ، كه نماز و روزه در شرع ، به آن صبح صادق منوط است . و مراد در اينجا از شكافتن صبح ، معنى دويمى است . و سبب آنكه صبح اول طولانى نيست و از افق مرتفع است ، در كتب معتبرهء رياضيه مذكور است . و ما تفصيل آن را با بعضى افكار ، كه در اين مقام كردهايم ، در تحفهء رضويه بيان كردهايم .
و « تمتيع » به معنى انتفاع دادن است . و « تبصير » به معنى بينا ساختن است . و « مطالب » جمع « مطلب » است ، كه مصدر ميمى است به معنى طلب . و « أقوات » جمع « قوت » است . و « وقايه » به معنى نگاه داشتن است . و « طوارق » جمع « طارق »
هامش
( 1 ) . بالاى اين كلمه و همچنين كلمات قبلى ، يعنى ساكنه و متحركه و مقيمه ، « س معا » نوشته شده و مراد اين است كه در نسخهء ابن ادريس ، هر دو وجه از اعراب ، آمده است .
( 2 ) . حاشيهء نسخهء ب ، د : علن « كف » ؛ يعنى نسخهء كفعمى .
( 3 ) . بالاى اين كلمه ، « س كف معا » نوشته شده و مراد اين است كه در نسخهء ابن ادريس و كفعمى ، هر دو وجه از اعراب ، آمده است .