شب ، لذت راحت نفسانى و شهوت مجامعت ، به جهت آن راحت و قوّت هاضمه ، كه در شب زياد مىشود . و خلق كرد روز را كه بينا كند ايشان را از شعاع آفتاب ، تا بجويند بندگان در او احسان خداى تعالى را ، و وسيله و سببى به هم رسانند به سوى رزق خداى تعالى ، و چرا كنند و سير نمايند در زمين خداى تعالى ، تا طلب كنند چيزى را كه در او دنيا را بيابند ، كه الحال حاضر است و ثواب آخرت را بيابند كه بعد از اين خواهند يافت .
[ قوله : « بكلّ ذلك يصلح شأنهم . . . و يجزي الذين أحسنوا بالحسنى » ]
بكلّ ذلك يصلح شأنهم ، و يبلوا أخبارهم ، و ينظر كيف هم في أوقات طاعته ، و منازل فروضه ، و مواقع أحكامه ليجزي الذين أساؤوا بما عملوا ، و يجزي الذين أحسنوا بالحسنى
« بكلّ ذلك » متعلق است به « يصلح » و ساير معطوفات بر او . و « شأن » - به همزهء ساكنه يا به الف - به معنى حال است . و « يبلو » مشتق است از « بلاء » ، به معنى آزمودن ، خواه به خير باشد كه منحت است يا به شر باشد كه محنت است . و مراد از « اخبار » احوال و آثار است . و « يتلو » - به تاء مثناة در فوق ؛ چنانچه اصل در نسخهء شيخ سعيد شهيد ( است ) « 1 » - از « تلو » مشتق است به معنى تابع شدن .
پس بنا بر نسخهء اصل ، معنى كلام آن است كه به اين شب و روز ، خداى تعالى مىآزمايد و امتحان مىكند احوال بندگان را . و بنا بر نسخهء دويم ، معنى كلام ، آن است كه به اين شب و روز ، احوال خلايق را از منافع شب و روز ، كه مذكور شد ، پى در پى و تابع هم مىسازد . و در نسخهء شيخ شهيد ، « و يتلو » به فتح واو است . و وجه فتحهء واو را ، كه به خاطر اين فقير رسيده است ، بيان خواهيم « 2 » كرد بعد از اين .
هامش
( 1 ) . از نسخهء د ، ه .
( 2 ) . نسخهء ه : خواهم .