تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفه رضويه ( شرح صحيفه سجاديه ) ( فارسى ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
و شهوة . و خلق لهم النّهار مبصرا ليبتغوا فيه من فضله ، و ليتسبّبوا إلى رزقه ، و يسرحوا في أرضه ، طلبا لما فيه نيل العاجل من دنياهم و درك الآجل في أخراهم « نهضات » [ را ] از « نهوض » گرفته‌اند ، به معنى حركت و تردد كردن . و در نسخهء عميد الرؤساء ، « بهظات » - به باء موحده و ظاء معجمه - بدل « نهضات » واقع شده ، از « بهظ » ، به معنى ثقيل ساختن و حمل شدن بار ثقيل بر كسى . و در بعضى نسخه‌ها به عوض « نهضات » ، « بهضات » - به باء موحده و ضاد - است ، از « بهض » مشتق است ، به معنى طعن كردن و درهم شكستن . و « نصب » به معنى رنج و تعب است . و « لبس » به معنى پوشيدن . و « منام » به معنى خواب است . و « جمام » به معنى استراحت است ؛ چنانچه در حديث مذكور است : « السفرجل يجمّ الفؤاد » ؛ « 1 » يعنى به استراحت مىدهد دل را .

( معنى لفظ « جمام » كه تركان در حيوانات استعمال مىكنند )

و « جمّ الفرس » يعنى اسب از كوفت راه بيرون آمد . و آنكه در ميان اتراك و اهل عرف متعارف شده است كه چون چهارپايى كه مدتى استراحت داشته است و بعد از آنكه يك منزل حركت كرد ، جوش را كم‌تر مىدهند و سبب را اين مىگويند كه اين چهارپا جماجم بوده است ، به همين معنى است . و مراد ايشان آن است كه چون بيش‌تر استراحت داشته و جماجم بوده ، الحال كه تعب حركت كشيده ، جوش را كم‌تر مىبايد داد تا هضم تواند كرد . و « نيل » به معنى يافتن است . و مراد از « لذّة » يا راحت نفسانيه يا لذت شهوت مجامعت است . و « ابتغاء » به معنى جستن است . و مراد از « تسبّب » ، سبب جستن است . و « سرح » به معنى چريدن است . و مراد از « عاجل » ، دنيا است . و « من » در
هامش
( 1 ) . بحار الأنوار ، ج 66 ، ص 167 ، ح 2 .
تحفه رضويه ( شرح صحيفه سجاديه ) ( فارسى ) — صفحة 218 | علي الفاضلي / قاضى بن كاشف الدين محمد يزدى