از شب و روز را در يك وقت ، در دو شهر مختلف ؛ مثلا در وقت تحويل به سرطان ، شب را در روز داخل مىكند در بلاد شماليه . پس ايام تابستان ايشان است . و روز را در شب داخل مىكند در بلاد جنوبيه . پس ايام زمستان ايشان است . و همچنين داخل مىكند هريك از صاحب شب ، كه روز باشد ، و صاحب روز ، كه شب باشد ، در ديگرى در يك وقت معيّن ديگر ، در دو شهر مختلف ؛ مثلا در وقت تحويل به جدى ، روز را در شب داخل مىكند در بلاد شماليه . پس ايام زمستان ايشان است .
و شب را در روز داخل مىكند در بلاد جنوبيه ، پس ايام تابستان ايشان است . و محتاج به تكلف و حذف در اين توجيه نخواهد بود . و فقرهء ثانيه ، جمله حاليه نخواهد بود . و مؤدّ [ ا ] ى اين دو توجيه ، اگرچه يكى است ، اما در ظاهر معنى تفاوت ظاهر است .
و چون اين اعتراض را بر حضرت استادىام كردم و اين توجيه را به خدمت ايشان نقل كردم ، بسيار مستحسن طبع ايشان افتاد و از فقير قبول كردند .
و « تقدير » مشتق است از « قدر » ، كه در لغت به معنى اندازهء چيزى گرفتن است و در اصطلاح اهل شرع ، علمى است كه حضرت پروردگار به اشيا در ازل دارد كه نظام عالم بر چه وجه كاملتر است و اصلح است به حال مخلوقات . و تفصيل اين را بعد از اين مذكور مىسازيم .
و ضمير در « منه » راجع است به « اللّه » . و ضمير مستتر در « يغذوهم » و در « ينشئهم » نيز راجعند به « اللّه » . و ضمير « هم » در هر دو فقره ، راجعند به عباد . و ضمير در « به » و « عليه » راجعند به « ما » كه عايدند . و باء در « به » به جهت سببيت است يا ملابسه . و « يغذو » مشتق است از « غذاه » ؛ يعنى غذا داد او را . و « ينشىء » مشتق است از « أنشأ » ؛ يعنى پرورده كردن و نشو و نما دادن .
و در نسخهء كفعمى ، در عوض « و ينشئهم » ، « و يثبتهم » به ثاء مثلثه و باء موحده و
تحفه رضويه ( شرح صحيفه سجاديه ) ( فارسى ) — صفحة 216
مساهمون: علي الفاضلي
ص٢١٦