است ، در شب ، چون ايام زمستان ، و ايلاج شب ، كه صاحب روز است ، در روز ، چون ايام تابستان . پس اين فقرهء دويم ، عكس فقرهء اولى است .
( بيان اشكالى كه حضرت استادىام در اين مقام ، در كلام امام عليه السّلام مىكرد )
و حضرت استادى و من إليه « 1 » في العلوم الشرعية استنادي ، « 2 » المجتهد في زمانه الشريف ، الشيخ بهاء الدين محمدا طاب ثراه در اين مقام ، بحثى و اشكالى مىكردند كه فقرهء اولى به حسب ظاهر ، از فقرهء دويم مستغنى است ؛ چه از فقرهء اولى ايلاج هر يك از شب و روز در ديگرى ظاهر شد . پس چه احتياج است كه ايلاج صاحب هر يك را در ديگرى مذكور سازند ، بلكه به حسب ظاهر ، عين فقرهء اولى مىشود و لغو محض است . پس امام عليه السّلام چگونه در فقرهء دويم ، كلام لغو عبثى را مذكور سازند ؟
( بيان آنكه اين اشكال ، در آيهء كريمه وارد شده است )
و اين اشكالى است عظيم . و در قرآن مجيد ، اگرچه اين معنى مذكور است ، اما لفظ كل واحد مذكور نيست . آيهء كريمه چنين وارد شده است :
تُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهارِ وَ تُولِجُ النَّهارَ فِي اللَّيْلِ
. « 3 » و در اين آيهء كريمه ، هر دو فقره ضرور است ؛ زيرا كه از فقرهء اولى ، همين ظاهر مىشود كه شب را در روز داخل مىكنند ؛ چون ايام تابستان . و در فقرهء دويم ، آنكه روز را در شب داخل مىكنند ؛ چون ايام زمستان ؛
هامش
( 1 ) . نسخهء ه : عليه .
( 2 ) . نسخهء ه : اعتمادى .
( 3 ) . آل عمران ، آيهء 27 .