[ شرح دعاى پنجم ]
[ قوله : « و كان من دعائه عليه السّلام لنفسه و اهل ولايته » ]
( 5 ) و كان من دعائه عليه السّلام لنفسه و اهل ولايته در اصل نسخ صحيفهء كامله ، « ولايت » به كسر واو است . و در نسخهء كفعمى ، به كسر و فتح واو ، هر دو آمده است . و اصل « ولايت » از « ولى » است به معنى قرب . از اين سبب ، ولاء معتق ، به فتح واو آمده است ، به معنى آن قرب مخصوص كه موجب ارث است . و به معنى جماعت دوستان نيز آمده . و « ولاء » - به كسر واو - به معنى متابعت آمده است .
( فرق ميان ولايت و ولايت )
اما « ولايت » - به فتح واو و كسر او ، هر دو - به معنى نصرت است . و سيبويه مىگويد كه « ولايت » به فتح واو مصدر است و به كسر واو اسم است ، به معنى حاصل بالمصدر است ؛ مثل امارت و نقابت . و بعضى « ولايت » - به كسر واو - را به معنى سلطان ذكر كردهاند . ظاهرا مراد ايشان از سلطان ، سلطنت است ؛ يعنى پادشاهت ، كه حاصل بالمصدر باشد . و اين معنى در اين مقام ، مناسب نيست ، بلكه در اين مقام ، معنى متابعت و قرب و نصرت مناسب است .
پس معنى اين كلام شريف ، آن است : و بود از دعاى امام عليه السّلام از جهت نفس خود و اهلى كه يارى با او مىكردند يا به جهت خويشان نزديكش .
[ قوله : « يا من لا تنقضي عجائب عظمته . . . و لا تفضحنا لديك » ]
يا من لا تنقضي عجائب عظمته ! صلّ على محمّد و آله ، و احجبنا عن الإلحاد