تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفه رضويه ( شرح صحيفه سجاديه ) ( فارسى ) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤

( معنى كلام امام عليه السّلام )

پس معنى اين كلام شريف ، آن است كه صلواتى خدايا ! بر تابعين بفرست كه از قبر مبعوث سازى ايشان را به سبب آن صلات ، با اعتقاد به اميد تمام به نيكويى و ثواب تو ، و طمع در آنچه نزد تو است از ثواب در روز قيامت ، و با ترك تهمت و توهم و گمان فاسد تابعين ، در آن چيزى كه جمع كرده است او را دست‌هاى بندگان ، تا رد كنى و بازدارى اين تابعين را به سوى رغبت به ثواب تو و خوف از عقاب تو و بىرغبت سازى ايشان را در فراخى دنيا و دوست‌سازى به سوى ايشان عمل به جهت آخرت و تهيهء توشه گرفتن در اين دار دنيا به جهت ايام آخرت ، كه بعد مردن خواهد بود . و بايد دانست كه در ذكر لفظ « تهمه » ، اشاره است به آنكه آنچه بندگان به كسى بخشش و عطيه كنند ، نظر بر آن داشتن ، از بابت توهم و گمان فاسد است . و از لفظ « استعداد » ظاهر مىشود كه نفس ناطقه ، موجود است ؛ چه مستعد مىبايد كه با مستعد له جمع تواند شد . پس نفس ناطقه ، بعد از موت باقى باشد ، كما لا يخفى .

[ قوله : « و تهوّن عليهم كلّ كرب . . . من مقيل المتّقين » ]

و تهوّن عليهم كلّ كرب يحلّ بهم يوم خروج الأنفس من أبدانها ، و تعافيهم ممّا تقع به الفتنة من محذوراتها ، و كبّة النار و طول الخلود فيها ، و تصيّرهم إلى أمن من مقيل المتّقين « تهوين » به معنى خوار و آسان كردن است . و « كرب » به معنى اضطراب است . و « حلول » به معنى فرود آمدن است . و مراد از « خروج نفس » ، زوال تدبير نفس ناطقه ، بدن را « 1 » و قطع تعلق او از بدن است ؛ چه نفس ناطقه ، مجرد است و مكان ندارد . و « معافاة » به معنى محافظت است . و « فتنه » به معنى امتحان است در لغت .
هامش
( 1 ) . نسخهء ه : زوال تدبير نفس ناطقه است مر بدن را .