هاء در « تقيهم » مكسور و مضموم ، هر دو در اصل نسخ صحيفه وارد شده است .
و راء در « يطرق » مفتوح است در نسخهء به خط شيخ شهيد . و « ذرّيّات » جمع « ذريّه » است به معنى نسل و فرزند . و « عصمت » به معنى نگاه داشتن است . و « تفسح » مشتق است از « فسحه » به معنى فراخ بودن . و در قاموس مذكور است : « و فسح له ، أى وسّع » « 1 » ( به تشديد سين ، يعنى وسيع ساخت ) . « 2 » و در اينجا اين معنى مراد است ، نه وسيع بودن . و « رياض » جمع « روضه » است به معنى بستان . و « كيد » به معنى مكر است . و « اعانه » به معنى يارى كردن است . و « استعانه » به معنى طلب يارى كردن است . و « برّ » - به كسر باء و به فتح باء ، هر دو - به معنى فعل خير و نيكويى است . و « برّ » - به فتح باء - به معنى شخص نيكو هم آمده است .
و « تقيهم » مشتق است از « وقايه » ، يعنى نگاه داشتن . و « طوارق » جمع « طارقه » است ، يعنى چيزى كه در شب بر سر آدمى آيد . و مراد از « طارقه » حادثه است كه به يك دفعه به مردم برسد . گويا حادثه در شب از راه رسيده ، بر سر آدمى آمده است .
و به اين سبب ، « طرقه » بر وزن « همزه » به معنى شخصى است كه شب حركت بسيار بكند در سفر و ناگهان در شب داخل خانهء خود شده ، نزد اهل خود بيايد . پس « طرق » آن است كه از راه رسيده ، دفعتا بر سر آدمى آيد .
( معنى كلام امام عليه السّلام )
بنابراين ، معنى اين كلام شريف ، آن است كه خدايا ! صلوات بفرست بر جماعت تابعين ، از اين روز حاضر تا روز قيامت ، و بر زنان و اولاد و نسل ايشان و بر آنكسى كه اطاعت كرد تو را از ايشان ، صلاتى كه نگاه دارى تو به سبب آن صلات ،
هامش
( 1 ) . القاموس المحيط ، ج 1 ، ص 481 .
( 2 ) . از حاشيهء نسخهء د ، كه با علامت « صح » استدراك شده است .