اينجا معنى اول و دويم مناسبتر است .
و « ايتمام » - به ياء مثناة در تحت - از « ائتمام » گرفتهاند و همزهء دويم ساكن را به جنس حركت سابق قلب كردهاند . و معنى « ايتمام » ، كه اشتقاق او از امام است ، به معنى اقتدا كردن و پيروى نمودن است . و « هدايه » به معنى راه نمودن به مقصود است ، اعم از آنكه خود به مقصود برساند يا راه بنمايد به چيزى كه او به مقصود برساند . و « منار » - به فتح ميم - موضعى است مرتفع كه در بالاى او آتش روشن كنند به جهت راه نمودن خلايق ، از « نار » مشتق است . و در نسخهء عميد الرؤساء « منازلهم » به عوض « منارهم » آمده است . و « مكانفه » به معنى معاونت است . به اين سبب مىگويند : تو در كنف خدايى ؛ يعنى در حوزه و سايه و جانب و ناحيهء پروردگارى . و « موازره » به معنى يارى كردن است ، از « وزر » مشتق است ، به معنى ثقل . و وزير را به آن معنى وزير مىگويند كه ثقل و بار و شغلهاى پادشاه را او متحمل مىشود . پس او حامل ثقل پادشاه است .
( معنى كلام امام عليه السّلام )
پس خلاصهء معنى اين كلام شريف ، آن شد كه خدايا ! برسان به تابعين اصحاب پيغمبر عليه السّلام به نيكويى و احسان ، آن جماعتى كه مىگويند : خدايا ! بيامرز ما را و برادران مؤمن ما را كه پيشى بر ما گرفتهاند در ايمان ، بهترين جزايت را ، آنچنان جماعتى از تابعين كه قصد جهت اصحاب پيغمبر عليه السّلام كردند ، يعنى بر راه ائمهء اثنى عشر عليهم السّلام رفتند . و جهد و اجتهاد نمودند كه به جانب و طريقه اصحاب پيغمبر عليه السّلام ، بروند و از دنيا به در رفتند بر طريقه و نيت و شلل اصحاب پيغمبر و منع نكرد ايشان را و ميل نفرمود ايشان را از راه راست ، شكى كه در بينايى عقل ايشان به هم رسد . و در دل ايشان حركت نكرد شكى در آنكه تابع نشانههاى