تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفه رضويه ( شرح صحيفه سجاديه ) ( فارسى ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
بر طرف و زايل شدن است . و « قرابات » جمع « قرابه » است ، يعنى خويشى و قرابت . در اين مقام ، چون به معنى خويشى و قومى باشد - چنانچه ظاهر كلام امام است - پس مراد از « ظل قرابت » ظل اقارب پيغمبر عليه السّلام خواهد بود ؛ يعنى هرگاه خويشان و اقارب ، از آن اصحاب دورى مىكردند و ترك خويش و قومى مىكردند ، ايشان به سايهء خويشان پيغمبر عليه السّلام پناه مىبردند و ساكن مىشدند . يا مراد از « ظل قرابت » ، خويشى دورى است كه به پيغمبر عليه السّلام داشتند . و اگر قرابت به معنى قرب و دوستى باشد مجازا ، احتياج به اين تأويلات ندارد . « فلا تنس » خبر « و أصحاب محمد » است . و « ما تركوا » مفعول « لا تنس » است . و « أرضهم » عطف است بر « لا تنس » . و « لا تنس » مشتق است از « نسيان » ، يعنى فراموشى . و در اين هنگام ، ارتكاب مجاز مىبايد كرد ؛ چه خداى تعالى ممكن نيست كه چيزى را فراموش كند . و احتمال دارد كه مراد از نسيان ، مطلق ترك باشد ؛ چنانچه در قرآن وارد شده است :
وَ لا تَنْسَوُا الْفَضْلَ بَيْنَكُمْ
. « 1 » و مراد از « ما تركوا لك » آن محرّماتى است كه ترك او كرده‌اند و صبر بر آن نموده‌اند به جهت امر تو ؛ يعنى تو علت غاييهء ترك آن بوده‌اى . و « فيك » اشاره به محرّماتى است كه در راه وصول و قرب به ذات تو ، آن محرّمات را ترك كرده‌اند تا مرتبهء وصول و قرب در مراتب سير و سلوك به ذات الهى ، ايشان را حاصل شود . پس مراد از ترك محرّمات به جهت ذات پروردگار ، آن است كه امر او باعث ترك شده باشد و ذات حق داعى و باعث بر ترك باشد . و [ مراد ] از ترك در ذات پروردگار ، آن است كه در مراتب سير إلى اللّه و فى اللّه ، چون آن محرّمات مانع آن سير و حصول آن درجات قرب بوده باشند ، ترك آن منهيات نموده ، صبر آن را شعار خود ساخته باشند .
هامش
( 1 ) . البقرة ، آيهء 237 .
تحفه رضويه ( شرح صحيفه سجاديه ) ( فارسى ) — صفحة 183 | علي الفاضلي / قاضى بن كاشف الدين محمد يزدى