( معنى كلام امام عليه السّلام )
پس معنى اين كلام شريف ، آن است كه خدايا ! صلوات بر ملائكهاى بفرست كه عصيان خداى تعالى نمىكنند هرگز ، در آنچه خداى تعالى ايشان را امر كرده است ، و به جاى مىآورند آنچه به آن مأمور مىشوند ، و بر ملائكهاى كه مىگويند به مؤمنان ، در وقتىكه داخل بهشت مىشوند : سلام بر شما اى مؤمنان ! به سبب آن صبرها كه در دنيا كرديد و خود را از امور محرّمه بازداشتيد . پس نيكو جزايى به جهت عبادات و صبر بر مكروهات يافتيد ، كه آن ثواب ، در خانهء آخرت است در بهشت .
[ قوله : « و الزبانيّة الذين إذا قيل لهم . . . و بأيّ أمر و كّلته » ]
و الزبانيّة الذين إذا قيل لهم :
خُذُوهُ فَغُلُّوهُ * ثُمَّ الْجَحِيمَ صَلُّوهُ
« 1 » ابتدروه سراعا ، و لم ينظروه ، و من أوهمنا ذكره ، و لم نعلم مكانه منك ، و بأيّ أمر وكّلته
« زبانيّه » جمع « زبنيّه » است - به تشديد ياء - و « زبنيّه » مشتق است از « زبن » به معنى دفع ؛ يعنى متمرد از جن و انس و آدم صاحب قوّت و نوكر حاكم و ملكى كه مردم را به جهنم اندازد . و در اين مقام ، مراد معنى آخر است . پس زبانيّه اسم آن ملائكهاى است كه كافران و عاصيان را به جهنم دفع مىكنند ، كه آن ، نوزده ملكند ؛ چنانچه در قرآن كريم وارد شده است :
عَلَيْها تِسْعَةَ عَشَرَ
. « 2 » « خذوه » مشتق است از « أخذ » به معنى فراگرفتن و عقوبت كردن . و « غلّوه » فعل امر است از « غلّ » - به فتح غين - و « غلّ » - به تشديد لام - مصدر است به معنى آنكه بر گردن يا دست كسى غلّ - به ضم غين و تشديد لام - بگذارند . و « غل » - به ضم غين - آن آهنى است كه بر دست يا گردن مىگذارند . و « جحيم » به معنى دوزخ است . و « صلّوه »
هامش
( 1 ) . الحاقة ، آيهء 30 - 31 .
( 2 ) . المدثر ، آيهء 30 .