تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفه رضويه ( شرح صحيفه سجاديه ) ( فارسى ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
« موه » مأخوذ است ، كه واو را به الف قلب كرده‌اند و هاء را به همزه ، كه هر دو از حروف حلقند ، بدل كرده‌اند . و « كيل » مصدر است به معنى پيمودن گندم و جو و مانند آن . و به معنى ظرفى هم آمده است كه چيزها را به آن مىپيمايند . و مراد در اين‌جا معنى اول است . و « تحويه » مشتق است از « حوايه » به معنى جمع كردن . و « لواعج » جمع « لاعجه » است ، مشتق است از « لعج » به معنى الم رسانيدن و سوزانيدن جلد . و « عوالج » جمع « عالجه » است . و مراد از عالجه ، چيزى است كه بر سر هم جمع شده باشد . لهذا استعلاج به معنى غليظ شدن است . و عالج نام موضعى است در باديه ، كه ريگ در آنجا جمع شده است . و « علج » - به كسر لام - به معنى مردى است كه جثهء عظيمهء شديده دارد كه او را در عرف متعارف ، پهلوان مىگويند . و اعتلاج امواج ، به معنى بسيارى موج‌ها است كه بر سر هم نشينند . « 1 »

( خلاصهء معنى كلام امام عليه السّلام )

پس معنى اين كلام شريف ، آنكه صلوات بفرست خدايا ! بر آن ملائكه كه ايشان را شناسانيده‌اى مثقال جميع آب‌ها را و پيمودن آنچه جمع مىكند او را باران‌هاى تند ، كه جلد بدن را متألم مىسازد و باران‌هاى مجتمع ، كه بر سر هم نشسته است . و بنابراين ، ممكن است كه مراد از آنچه جمع كرده است او را باران‌ها ، غديرها و رودخانه‌ها باشد كه از آب باران به هم مىرسد . و بنا بر قواعد حكميه ، بعيد نيست كه مراد از آنچه جمع كرده است او را باران‌هاى جسم تعليمى باران‌ها باشد كه قائم است به محلّش ( ظ ) كه جسم طبيعى
هامش
( 1 ) . نسخهء د ، ه : نشيند .