همراه نزول مىكند و مشايعت او مىكند . و بر خزانههاى باران و باد ، ملكها موكلند . و بر ابر نيز ملكى موكل است كه او را مىراند . و از آواز او رعد شنيده مىشود . و از حركت سريعهء او يا از تسبيح او درخشنده مىشود صاعقه و برق . و بر كوهها نيز ملكى موكل است .
و اين معنى را تطبيق بر مذهب آن حكما مىتوان كرد كه اين ملائكه ، همان عقول و ارباب باشند كه حكما گفتهاند و اختلاف در ميان اقوال اهل بيت عصمت عليهم السّلام و مذهب حكما نبوده باشد .
( معنى كلام امام عليه السّلام )
پس معنى اين كلام شريف ، آن است كه صلوات بفرست بر ملائكهاى كه مشايعت برف و تگرگ مىكنند و به زير مىآيند از جانب آسمان ، با قطرههاى باران ، هرگاه باران نزول كند به زمين . و بر ملائكهاى كه موكلند و قيام به اين خدمت مىكنند كه خزانههاى باد را محافظت كنند . و بر ملائكهاى كه موكلند بر كوهها كه از جاى خود حركت نكنند .
[ قوله : « و الّذين عرّفتهم . . . ما تحويه لواعج الأمطار و عوالجها » ]
و الّذين عرّفتهم مثاقيل المياه و كيل ما تحويه لواعج الأمطار و عوالجها
« مثاقيل » جمع « مثقال » است ، كه به طلا نسبت مىدهند . و مثقال اسم آلت است . و چون ثقل قائم است به جسم ، پس مثقال طلا ، آلت ثقل او است كه جسم طبيعى طلا باشد . و ممكن است كه مراد از مثقال ، هموزن چيزى باشد از چيز ديگر ؛ چنانچه در كتب لغت مذكور است . پس بر معنى اول ، مراد آن است كه ملائكه مىدانند كه هر آبى چند مثقال است . و بر معنى دويم ، مراد آن است كه مىدانند كه هموزن هر آبى ، چه جسم مىشود . و « مياه » جمع « ماء » است كه از