تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفه رضويه ( شرح صحيفه سجاديه ) ( فارسى ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
آواز اسب در وقت راندن و آواز بال مرغ ، آن ملك را حركت تند دهد ، به آن جهت كه از سرعت حركت ابر ، سرعت حركت ملكى كه بر او موكل است ( لازم مىآيد ) « 1 » يا آن ابر يا ملك موكل بر او يا به سبب آن موكل حركت كند ، درخشنده مىشود برق‌ها تند در غايت حدّت و روشنى ؛ مانند صاعقه‌ها يا برق‌هايى كه صاعقه‌اند ، اگر برق را اعم از صاعقه بگيريم . و بنا بر نسخهء اول كفعمى ، مراد آن است كه هرگاه ابرى كه در حركت ، مضطرب و سريع باشد ، آن ملك را حركت دهد يا با ملك يا به سبب او حركت كند ، برق‌هايى مانند صاحب صاعقهء درخشنده مىشود . و بنا بر نسخه‌اى كه « سجت » به جيم باشد ، معنى آن است كه هرگاه آن ابر صاحب صوت ملايم ، ساكن سازد آن ملك را يا ساكن شود با آن ملك يا به سبب آن ملك ، درخشنده مىشود برق‌هايى مانند صاعقه . و بنا بر نسخهء ابن ادريس و دويم كفعمى ، ظاهرا مراد آن باشد كه هرگاه كه ابر صاحب اضطراب و سرعت در حركت ، آن ملك را به تسبيح و تقديس حضرت پروردگار درآورد ، چنانچه متعارف است كه هرگاه شخصى امر عجيبى را ببيند ، « سبحان اللّه » يا « اللّه اكبر » مىگويد ، يا آن ابر با ملك تسبيح گويند يا به سبب آن ، ملك تسبيح گويد ، برق‌هايى مانند صاعقه‌ها درخشنده مىشوند .

[ قوله : « و مشيّعي الثلج و البرد . . . و الموكّلين بالجبال فلا تزول » ]

و مشيّعي الثلج و البرد ، و الهابطين مع قطر المطر إذا نزل ، و القوّام على خزائن الرياح ، و الموكّلين بالجبال فلا تزول اصل « مشيّعى » ، « مشيعين » بوده است كه نون جمع ، به اضافه ، ساقط شده است مشتق از « تشييع » ؛ يعنى مشايعه نمودن و همراه بودن . و « برد » - به فتح راء -
هامش
( 1 ) . از هامش نسخهء د .