به معنى تگرگ است . و « هابط » مشتق است از « هبوط » ، يعنى به زير آمدن . و « قطر » - به سكون طاء - جمع « قطره » است . و « قوّام » جمع « قائم » است . و مراد از قائم ، كسى [ است ] كه بر خدمتى موكل باشد و به آن قيام نمايد . و « خزائن » جمع « خزينه » است . و « رياح » جمع « ريح » است . و « زوال » به معنى بر طرف شدن است .
( بيان معنى ارباب ، كه در عالم مثال موجودند ، نزد افلاطون و حكماى متقدمين )
و بايد دانست كه چنانچه حكماى متقدمين ، مانند افلاطون بر آن رفته است كه هر قطرهاى از باران و برف و هر دانهاى از تگرگ و هر گياهى و درختى و حيوانى را در عالم « 1 » علوى ، مربى و عقلى است كه تربيت و تكميل او در اين عالم مىكند ؛ چنانچه خوشبويى مشك و اختلاف الوان پرهاى طاووس و امثال آن ، مستند است به مربىهاى ايشان ؛ كه مربى مشك ، باعث خوشبويى مشك مىشود و از اختلاف مربىها ، پرهاى طاووس در نور « 2 » و انعكاس روشنىهاى مختلفهء ايشان پرهاى طاووس به اين الوان مختلف مىنمايد . و اين مربىها را كه در عالم مثال دارند ، ارباب مىگويند . و دعوى نمودهاند كه به رياضتهاى عظيمه ، اين معنى را يافتهايم .
و همچنين در احاديث و ادعيهء اهل بيت عصمت صلوات اللّه عليهم اجمعين « 3 » وارد شده است كه با هر قطره از باران و برف و هر دانه از تگرگ ، ملكى موكل است كه با او
هامش
( 1 ) . نسخهء د : آن عالم .
( 2 ) . كذا .
( 3 ) . ر . ك : بحار الانوار ، ج 59 ، كتاب السماء و العالم ، باب السحاب و المطر و الشهاب ، ص 372 ، ح 2 ، 18 ، 20 ، 24 ، 26 ، 27 ، 39 و 42 .