تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفه رضويه ( شرح صحيفه سجاديه ) ( فارسى ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
« خفيقه » به فتح خاء معجمه و فاء مكسوره و قاف مفتوحه ( است ) « 1 » و مشتق است از « خفق » به معنى اضطراب . و به اين سبب ، اضطراب دل را خفقان مىگويند . و « التماع » درخشيدن است .

( بيان سبب صاعقه و برق و احوال صاعقه‌اى كه شيخ ابو على بيان كرده است )

و « صواعق » جمع « صاعقه » است و آن ، جسم كثيفى است كه بعد از رعدهاى عظيم ، از ابر جدا مىشود و چون به زمين مىرسد ، زمين را مىشكافد از شدت حرارت و تا به آب نمىرسد ، ساكن نمىشود در زمين . و چون به جسمى از فلزات ، مانند طلا و نقره برسد ، او را مىگدازد . و به كيسه‌اى كه آن فلز در ميان او است ، مىرسد ، مطلقا تغيير در جوهر او به هم نمىرسد . و اين به غايت عجيب است . و بنا بر مسلك مشهور ميان محققين حكما ، صاعقه از احتراق اجرام كثيفهء ارضيهء دخانيه ، كه در ميان ابر مىباشند ، به هم مىرسد ؛ چنانچه برق از احتراق اجزاى لطيفهء دخانيه متولد مىشود . و شيخ ابو على ابن سينا در كتاب اشارات مىگويد كه چون جوهر آتش سرد مىشود و فرو مىنشيند و بسته مىشود ، صاعقه به هم مىرسد ؛ « 2 » اما در كتاب شفا قول اول را معتبر دانسته است . و لهذا جسم صاعقه را كه از زمين بيرون مىآورند ، گاهى به آهن مىماند و گاهى به مس و گاهى به سنگ . و در طبيعيات كتاب شفا نقل كرده است كه در خوارزم از بابت جوهر آهن جسم‌ها به شكل پيكان تير از هوا مىآمد ، مايل به فوق . و چون به مشقت تمام ، آن را گداختيم ، دودى مايل به سبزى از او جدا مىشد و بعد از آن ، خاكسترى از او
هامش
( 1 ) . از نسخه ب ، د . ( 2 ) . ر . ك : شرح اشارات ، نصير الدين طوسى : ج 2 ، ص 281 .
تحفه رضويه ( شرح صحيفه سجاديه ) ( فارسى ) — صفحة 159 | علي الفاضلي / قاضى بن كاشف الدين محمد يزدى