[ قوله : « و خزّان المطر و زواجر السحاب » ]
و خزّان المطر و زواجر السحاب
« خزّان » جمع « خازن » است . و « زواجر » جمع « زاجر » است ، مشتق از « زجر » ؛ « 1 » يعنى راندن . و مراد از « زواجر » در اين مقام ، ملائكهاند كه ابر را مىرانند .
( معنى كلام امام عليه السّلام )
پس معنى اين كلام شريف ، آن است كه صلوات بفرست بر ملائكهاى كه خزانهدار بارانند و بر ملائكهاى كه ابر را مىرانند به جانب سر خلايق .
[ قوله : « و الّذي بصوت زجره . . . التمعت صواعق البروق » ]
و الّذي بصوت زجره يسمع زجل الروعد ، و إذا سبحت به حفيفة السحاب التمعت صواعق البروق
« زجر » به معنى راندن است . و « زجل » - به فتح زاى و جيم - به معنى آواز است .
مىگويند : اين ابر ، زجل است ؛ يعنى صاحب رعد و صوت است . و در نسخهء اصل ، « سبحت » به باء مخفّفهء موحّده « 2 » و حاء مهمله است . و « حفيفه » به حاء مهمله و دو فاء است . و كفعمى به خاء معجمه و دو فاء نيز خوانده است . و « سبح » به معنى شنا نمودن است در آب . و « حفيفه » به معنى ابرى است كه آواز ملايم دارد . و به معنى آوازى كه از بطن اسب است ، مىآيد در وقت دوانيدن . و [ به معنى ] آواز بال مرغ كه بر هم زند ، نيز آمده است . و باء در لفظ « به » يا به جهت تعديه است يا به جهت مصاحبت است يا به جهت سببيت . و در بعضى نسخههاى اصل ، « سجت » به فتح جيم مخففه است ، مشتق است از « سجو » به معنى سكون . و در نسخهء ابن ادريس و كفعمى ، « سبّحت » به تشديد باء موحده و فتح حاء مهمله است . و
هامش
( 1 ) . نسخهء د : از زجر است .
( 2 ) . نسخهء د ، ه : موحّدهء مخفّفه .