سوار كردند . « 1 »
مطلب خواجه اين بود كه « عييت » در لغت عرب ، به آن معنى است كه در تكلم عاجز شده ، و « أعييت » به آن معنى است كه در حركت عاجز شده . چون آن مرد ، در حركت عاجز شده بود ، نه در تكلم ، در « 2 » جواب ، « أعييت » گفت ، نه « عييت » ، خواجه دانست كه او از لغت عرب ، صاحب وقوف است . لهذا او را اكرام كرد .
و « لغوب » به معنى تعب شديد است . و « فتور » به معنى سستى است . و دور نيست كه مراد از « سآمه » ، ملال نفس ناطقه باشد از ضعف قوّتهاى نفسانيه ، از جدّ در حركت .
( بيان سه قسم اعيا نزد اطبا )
و از اعيا ، كلال و ملال و تعب جسمانى باشد كه از شدت رياضت بدنى و تعب جسمانى ، كه نشف رطوبات بدنيه مىكند ، به هم مىرسد ، كه آن را اطبا اعياى قشفى و يبسى مىگويند ، در مقابل اعياى تمددى و قروحى ؛ « 3 » چنانچه شاطرهاى كثير الحركه را اين اعياى قشفى به هم مىرسد . و مراد از « فتور » ، مقدمه و ابتداى اين اعياى جسمانى باشد .
« و الذين لا تدخلهم » تا آخر ، ممكن است كه عطف باشد بر فقرهء « و على الملائكة الذين من دونهم » . و ممكن است كه مبتدا باشد و « الذين يقولون إذا نظروا إلى جهنم » عطف بر او باشد و خبر او « فصلّ عليهم و على الروحانيين » باشد .
هامش
( 1 ) . نسخهء ه : كرد .
( 2 ) . نسخهء ب ، د : و در .
( 3 ) . ر . ك : كشاف اصطلاح الفنون ، ج 1 ، ص 234 .