عرشند ، و اسرافيل و ميكائيل و جبرئيلند ، و روحى كه موكّل بر ملائكهء حجابهاى آسمان او است ، و روحى كه از همهء ملائكه بزرگتر است ، پس صلوات بفرست بر ايشان و بر ملائكهاى كه از آن ملائكه ، مرتبهء ايشان پستتر « 1 » است ، كه در آسمان ساكنند ، و بر ملائكه [ اى ] كه امينند كه پيغام تو را به خلق برسانند .
[ قوله : « و الذين لا تدخلهم سأمة من دؤوب ، و لا إعياء من لغوب و لا فتور » ]
و الذين لا تدخلهم سأمة من دؤوب ، و لا إعياء من لغوب و لا فتور
در نسخهء اصل ، « سأمة » به سكون همزه است . و در نسخهء ابن ادريس به مدّ همزه است . و در نسخهء اصل ، راء در « و لا فتور » مضموم است . و در نسخهء ابن ادريس مكسور است . پس بنا بر اصل ، « لا فتور » عطف است بر « لا إعياء » . و بنا بر نسخهء ابن ادريس عطف است بر « لغوب » . و « سأمه » در لغت ، به معنى ملال است . و « دؤوب » به معنى جدّ و تعب است .
( بيان فرق ميان « أعييت » و « عييت »
و « إعياء » به معنى عجز و درماندگى است در حركت . و « عىّ » - به كسر عين و به تشديد ياء - به معنى درماندگى است در تكلم ؛ چنانچه قاضى ابو العلاء غزنوى نقل كرده است كه خواجه نظام الملك ، وزير ملك شاه سلجوقى ، در بعضى سفرها مردى را ديد كه در زىّ علما بود و ملال و كلال تمامى از حركت و تعب داشت . پس خواجه نظام الملك به او گفت : اى شيخ ! « أعييت أم أعييت ؟ » . آن مرد در جواب گفت : « أعييت أيّها الأمير ! » . چون جواب را آن مرد ، موافق لغت ، درست داد ، خواجه او را اكرام كرده ، امر كرد كه بعضى اسبهاى جنيبت « 2 » او را آوردند و او را
هامش
( 1 ) . ب : و پستتر .
( 2 ) . الجنيبة : الدابّة تقودها إلى جنبك .