و عرش روحانى ، نفسى است مجرّد ، مانند نفس ناطقه ، كه به اين عرش جسمانى تعلّق گرفته است و او را حركت شبانهروزى مىدهد .
و ظاهر آن است كه مراد از عرش در اين مقام ، جسمانى باشد .
و « فتور » به معنى سستى است . و « تسبيح » خداى تعالى به معنى منزه ساختن او است از زن ، كه صاحبه گويند ، و از فرزند ، بلكه از جميع نقصهايى كه در ممكنات مىباشد ؛ مانند جوهريت و عرضيت و جسميت و غير اين . و مراد در اين مقام ، اظهار نزاهت است از صفات مذكوره . و « سأمه » به معنى ملال و دلتنگ شدن است . و « تقديس » به معنى ظاهر ساختن است . و در اين مقام ، مراد اظهار طهارت ذات است از صفات نقص .
( بيان جواز عطف قصه بر قصه )
و لفظ واو در « و حملة عرشك » به جهت استيناف است و عطف قصه بر قصه است ؛ يعنى عطف قصهء صلات بر ملائكه است بر قصهء حمد الهى ، كه در دعاى اول صحيفهء كامله مذكور است . و عطف قصه بر قصه ، نزد محققين علماى عربيه ، مانند زمخشرى ، جايز است . و در قرآن مجيد ، امثال اين بسيار است .
و « حملة عرشك » مبتدأ است و « إسرافيل » ، كه بعد از اين فقرات مذكور مىشود ، با آنچه عطف است ظاهرا بر او ، مانند « ميكائيل » و « جبرئيل » ، همه عطفند حقيقتا بر « حملة عرشك » . و جملهء « فصلّ عليهم و على الملائكة الذين من دونهم » خبر مبتداى مذكور است .
( معنى كلام امام عليه السّلام )
پس معنى اين كلام شريف ، آن است كه خدايا ! و حاملان عرش تو ، كه ملائكهء