همچنين از ائمهء طاهرين نيز تجويز نمىكنند كه گناه صغيره و كبيره « 1 » صادر شود . و جمعى از سنّيان تجويز كردهاند كه گناه كبيره از ايشان پيش از پيغمبرى صادر شود .
و بعضى از ايشان تجويز گناهان كبيره ، در حال پيغمبرى هم كردهاند ، سواى كذب در امور شرعيه . و بعضى از ايشان تجويز كبيره كردهاند به شرط آنكه پيغمبر آن را آشكارا نكرده باشد . و بعضى از ايشان تجويز كبيره در همهء ( احوال ) « 2 » كردهاند . و معتزله منع كردهاند از آنكه گناهان كبيره و صغيره ، كه موجب خفّت باشد ، از پيغمبران صادر شود ؛ اما آنچه از گناهان صغيره ، كه موجب خفّت نباشد ، تجويز كردهاند .
بعد از آن ، نقل كرده است كه چون به تحقيق ملاحظه مىكنى ، ظاهر مىشود كه خلاف ميان ما و معتزله ، كه تجويز گناهان صغيره بر پيغمبر مىكنند ، ساقط است ؛ چه معتزله هم مىگويند كه عقاب گناهان صغيره ، از پيغمبران رفع مىشود به ثوابهاى طاعات بسيار كه از ايشان صادر مىشود . پس مستحق عقاب نمىشوند به سبب آن گناهان . و شيعهء اماميه نيز در اين معنى با ايشان موافق است . پس چون نزد شيعهء اماميه ، إحباط باطل است ، اگر گناهى از ايشان صادر مىشد ، مستحق عقاب مىشدند و به ثواب بر طرف نمىشد . و پيغمبران مستحق عقاب نمىباشند به اتفاق و اجماع اهل اسلام . پس ، از ايشان هيچيك از گناه كبيره و صغيره صادر نخواهد شد . و چون معتزله قائل به احباط هستند ، تجويز مىكنند كه گناه صغيره از پيغمبران صادر شود و « 3 » به سبب ثواب طاعات ، احباط شود . پس خلاف ميان شيعهء اماميه و معتزله ، در اين مقام ، همين در مسألهء احباط است . اگر احباط باطل
هامش
( 1 ) . نسخهء ج : كبيره و صغيره .
( 2 ) . از نسخهء ج .
( 3 ) . نسخهء ج : كه .