امير المؤمنين عليه السّلام گفت : « اين آيهها همه نيكو است و دلالت بر اميدوارى مىكند ؛ اما آن ( آيه ) « 1 » كه دلالت بر كمال اميدوارى مىكند ، اين آيهها نيست . از حضرت پيغمبر عليه السّلام شنيدم كه آن آيه ،
وَ أَقِمِ الصَّلاةَ طَرَفَيِ النَّهارِ
الآيه است .
پيغمبر عليه السّلام به من گفت كه چون يكى از شما از نماز فارغ شود ، گناهان او از عضوهاى او مىريزد . پس چون متوجه نماز شود به اخلاص قلبى ، برنمىگردد مگر كه گناهان او همه بر طرف مىشود ، مثل آن روزى كه از مادر زاييده [ شده ] است . « 2 » پس در ميان دو نماز ، هر گناهى كه از او صادر مىشود ، نماز او را بر طرف مىكند .
باز گفت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به من كه اين نمازها به منزلهء نهر جارى است بر در خانهء يكى از شما . پس اگر كسى چرك و كثافت در بدن او باشد و پنج مرتبه در آن نهر جارى غسل كند ، آيا چرك در بدن او مىماند ؟ اين پنج نماز نيز بدين دستور است » . « 3 »
( معنى آنكه گناهان را به طاعت بايد تبديل كرد )
يا اشاره است به آنكه فايدهء تامه ، بر ترك گناهان حاصل نمىشود بدون آنكه طاعات را به او ضم سازد و آثار گناهان را به آن ، رفع كند ؛ چنانچه محققين صوفيه گفتهاند كه چنانچه در جلا دادن آينه ، قطع بخار و نفس ، كه باعث سياهى روى آيينه است ، نفع نمىكند ، بلكه در جلاى آيينه ، محتاجند به صيقل نمودن آن از سياهى كه در جرم او باشد ، همچنين در جلا نمودن آيينهء دل از ظلمت گناهان ، محض ترك گناهان و عود ننمودن به آن كافى نيست ، بلكه واجب است كه آثار اين ظلمت را محو كنند به نور طاعت ؛ چه از هر طاعتى ، نورى به قلب مىرسد ؛
هامش
( 1 ) . از نسخهء ج ، ه .
( 2 ) . نسخهء د : متولد شده است .
( 3 ) . مجمع البيان ، ج 5 - 6 ، ص 307 - 308 .