چنانچه از هر گناهى ظلمتى و كدورتى به دل مىرسد . پس اولى آن است كه ظلمت هر معصيتى به نور طاعت محو كرده ، گناهان خود را مفصلا ملاحظه نموده ، در مقابل هر گناه ، حسنهاى كه در برابر آن باشد ، به عمل آورد . پس در مقابل استماع آواز ، ساز قرآن و حديث و مسائل دينيه استماع كند و در مقابل مسّ خط قرآن در وقتىكه جنب باشد ، به اكرام قرآن و بوسيدن و تلاوت آن قيام نمايد و در مقابل مكث در مسجد ، در حالتى كه جنب باشد ، اعتكاف در مسجد كند و مانند آن ، و در مقابل مالى كه از مردم به ناحق گرفته باشد ، بعد از رد آن مال به ايشان ، احسان به آن جماعت كند . « 1 » و در مقابل غصب مال ، بعد از رد آن مال ، تصدق به مال حلال خود نمايد ؛ چنانچه طبيب ، معالجهء هر مرضى را به مقابل و ضد آن مىكند .
يا اشاره است به آنكه اعظم حسنات ، كه توبه است ، عقاب معاصى را بر طرف مىسازد . و بنابر آنكه معاصى بسيار است ، توبه از هر معصيتى را امام عليه السّلام حسنه گفته است .
( معنى احباط و موازنه ، كه معتزله مىگويند و ابطال آن )
و مراد از تبديل حسنه به سيئه ، « 2 » احباط يا موازنه نيست ، كه مذهب جمعى از معتزله است ؛ چه اين دو مذهب ، باطل و فاسد است . و مراد از احباط و موازنه ، آن است كه جمعى از معتزله ، توهم مذهب باطلى كردهاند كه ثواب طاعات مقدم ، به عقاب گناهان مؤخر ساقط مىشود و همچنين عقاب گناهان مقدم ، به ثواب طاعات مؤخر بر طرف مىشود ؛ چنانچه ابو على جبائى مىگويد كه ثواب يا عقاب
هامش
( 1 ) . نسخهء ج : به ناحق گرفته باشند . . . به آن جماعت كنند .
( 2 ) . نسخهء ه : تبديل سيئه به حسنه .