است . و عقر قوم به معنى محلهء قوم است . و به فتح عين هم گاهى استعمال مىكنند . و « ديار » جمع دار است . و « بحبوحهء » هر چيز ، ميان آن چيز است . و « قرار » به معنى محل قرار است ؛ يعنى پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در ميان آن مواضعى كه كفار در آنجا قرار گرفته بودند ، بر سر ايشان هجوم كرد و در اين ، كمال تعب و مشقّت ، پيغمبر را به هم رسيد .
و مراد از « امر » يا قدرت و اختيار است يا قوّت يا اراده يا كلامى است مخصوص ، در مقابل نهى ، يا قضا و قدر است ، « 1 » يا مختلف ساختن احوال خلايق بر وفق مصلحت . و « ظهور » يا به معنى غلبه است يا به معنى آشكار شدن . و مراد از « كلمه » ، اظهار شهادت به توحيد است .
( بيان معنى كلام امام عليه السّلام )
يعنى هجرت كرد به بلاد غربت ، تا آنكه استقامت يافت و مهيا گشت به جهت او آنچه قصد كرده بود در مادهء دفع دشمنان تو ، كه كفارند . و آن به مرتبهء تمام و كمال رسيد يا بسيار بلندمرتبه گشت از براى پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آنچه تدبير كرده بود در مادهء عزت دوستان تو ، كه مسلمانانند . پس حركت كرد به سوى كفار ، در حالتى كه افتتاح و ابتدا كرد به يارى تو ، يا طلب فتح و نصرت مىكرد به سبب يارى تو و قوّت مىجست بر ضعفى كه داشت ، از آنكه ناصر و معين كم داشت ، به نصرت و يارى تو . پس غزا كرد با كفار در اصل خانهها و محلهاى ايشان . و هجوم كرد بر سر ايشان در ميان آن مواضعى كه در آنجا قرار گرفته بودند تا آنكه قدرت تو يا قوّت تو يا ارادهء تو يا فرمان تو يا قضاى تو يا مصلحت تو ظاهر شد و كلمهء اسلام
هامش
( 1 ) . از اينجا تا « در نسخهء ابن ادريس و لا يوازيه به سكون ياء و كسر هاء است » ص 134 در قسمت بعدى از نسخهء ه افتادگى دارد .