مؤمنين او مقبول خواهد بود . يا به معنى خوشبوى نمودن ، مأخوذ از « عرف » به معنى بوى خوش ، يا به معنى آنكه كسى را بر معروف ، « 1 » يعنى احسان - كه در اين مقام ، شفاعت است - داشتن .
و « من حسن الشفاعة » بيان « ما وعدته » است . و ضمير در « وعدته » راجع است به پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم يا به لفظ « ما » . و مراد از حسن شفاعت ، شفاعت حسنه است كه آن ، شفاعت در دين است ، يا رفيق شدن است با ديگرى در جهاد .
و در نسخهء كفعمى ، بعد از « حسن الشفاعة » « و فضيلة الوعد » منقول است كه عطف بر او باشد ، به معنى كامل ساختن وعده .
( معنى كلام امام عليه السّلام )
يعنى اعلام كن پيغمبر را ، يا خوشبوى ساز او را ، يا او را بر اين احسان كه شفاعت است دار كه در مادهء اهل بيت طاهرين و امت مؤمنين ، شفاعت حسنه به جاى آورده ، مقبول شود آن شفاعت ، زياده از آنچه به او وعده كردهاى .
[ قوله : « يا نافذ العدة ! يا وافي القول . . . إنّك ذو الفضل العظيم » ]
يا نافذ العدة ! يا وافي القول ! يا مبدّل السيّئات بأضعافها من الحسنات ! إنّك ذو الفضل العظيم
« عده » به معنى وعده است . و در نسخهء كفعمى ، بدل « وافى » ، « وفىّ » است بدون الف . و مبالغه در اين ، بيشتر است . و « فضل » به معنى احسان است .
بدان كه چون در فقرات سابقه ، استدعا از جناب الهى نمود كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم را اعلام كند به آنكه شفاعت در حق اهل بيت او و امت او مقبول خواهد بود ، بنابراين ، دو صفت از صفات الهى را كه دلالت بر قبول شفاعت او كند ، مذكور
هامش
( 1 ) . نسخهء ب ، د : معرفت .