اطمينان قلب داعى است به رفع درجهء پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ؛ چنانچه داعى علم يقينى ثابت به هم رساند به كمال درجهء پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و مراتب مثوبات او . و امام عليه السّلام هرچند علم قطعى به اين معنى دارد ، اما چون اين علم ، قابليت زيادتى و نقصان دارد ، امام عليه السّلام طلب مرتبهاى از علم مىكند كه زايد باشد بر مرتبهاى كه اولا او را حاصل بود . يا مقصود آن است كه به سبب اين دعا مرتبه و درجهء داعى بلند گردد ؛ چنانچه شيخ شهيد طاب ثراه گفته است در مادهء صلات بر پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه نفع آن به مكلف راجع مىشود ، نه به پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ؛ چنانچه در حديث نبوى وارد شده است : « من صلّى عليّ واحدة صلّى اللّه عليه لها عشرا » ؛ « 1 » يعنى هركه يك صلات بر من بفرستد ، خداى تعالى به سبب آن صلات ، ده صلات - يعنى رحمت - بر او مىفرستد « 2 » .
( معنى كلام امام عليه السّلام )
يعنى خدايا ! پس بلند ساز پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را به سبب كدّ و سعى ، كه در راه دين تو كرد ، به درجه [ اى ] بلند از بهشت تو ، تا آنكه احدى مساوى او نباشد در منزلت ، و كسى با او مثل نباشد در مرتبه ، و نزديك به او نباشد نزد تو ، نه ملك مقرّبى و نه پيغمبر مرسلى .
[ قوله : « و عرّفه في أهله الطاهرين . . . من حسن الشفاعة أجلّ ما وعدته » ]
و عرّفه في أهله الطاهرين ، و أمّته المؤمنين من حسن الشفاعة أجلّ ما وعدته
« تعريف » يا به معنى اعلام است ؛ يعنى اعلام كن پيغمبر را ؛ چنانكه قبل از روز قيامت ، علم يقينى ثابت به هم رساند كه شفاعت او در مادهء اهل بيت او و ( امت ) « 3 »
هامش
( 1 ) . القواعد و الفوائد ، ج 2 ، ص 95 - 96 .
( 2 ) . اين بحث در ص 173 در شرح دعاى سوم نيز خواهد آمد .
( 3 ) . ما بين دو هلال ، در نسخهء ب ، بين سطرها استدراك شده است .