مكانها بوده باشد و تولدش نيز در آنجا « 1 » باشد . و بعضى از مخالفين اعتقاد دارند كه مدينه افضل است از مكه . و دليل هر دو قول ، با بيان حقيت قول اول ، در تحفهء رضويه مذكور است .
[ قوله : « حتى استتبّ له ما حاول فى أعدائك . . . و لو كره المشركون » ]
حتى استتبّ له ما حاول فى أعدائك ، و استتمّ له ما دبّر في أوليائك ، فنهد إليهم مستفتحا بعونك ، و متقوّيا على ضعفه بنصرك ، فغزاهم في عقر ديارهم ، و هجم عليهم في بحبوحة قرارهم حتى ظهر أمرك ، و علت كلمتك و لو كره المشركون
« استتبّ » مشتق است از استتاب ، به معنى استقامت و مهيا گشتن . و « حاول » مشتق است از محاوله ، به معنى قصد كردن . و « استتم » مشتق است از استتمام ، به معنى مبالغه در تمام شدن . و در بعضى نسخهها بدل « استتم » « استنمّ » است - به نون و ميم مشدّده - مأخوذ از سنام ، به معنى كوهان شتر ، و از سنم بر وزن كتف ، به معنى گياه بلندقد ، كه شكوفهء او بيرون آمده باشد . به آن سبب ، عرب مىگويد :
« أسنم الدخان » ؛ يعنى دود بلند شد . پس معنى « استنمّ » - به نون - آن باشد كه بلند شد . و « نهود » به معنى حركت كردن به سوى شخص « 2 » است . و « استفتاح » يا به معنى افتتاح و ابتدا است ، پس لفظ باء در « بعونك » باء صله است ، يا به معنى طلب فتح و نصرت است ، پس لفظ باء از براى سببيت است .
و لفظ « على » در « على ضعفه » متعلق است به محذوف ؛ مثل مستولى . پس در معنى « تقوّى » تضمين معنى استيلا بايد كرد . و ممكن است كه « على » به معنى ظرفيه باشد ؛ يعنى پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در وقت ضعف به سبب قلت احبا غالب آمد بر كفار به سبب تأييد الهى . و « عقر دار » - به ضم عين - به معنى اصل خانه
هامش
( 1 ) . نسخهء ب ، د : اينجا .
( 2 ) . نسخهء ج : شخصى .