تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفه رضويه ( شرح صحيفه سجاديه ) ( فارسى ) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
است . و او مشتق است از « دنو » به معنى قرب ، نه از « دناءة » مهموز ، به معنى خسّت .

( بيان آنكه در بعضى جمع‌ها [ ى ] ناقص ، چون « مصطفين » و « ادنين » ، ما قبل ياء مفتوح است ، نه مجرور )

و چون الف مقصوره در آخر ادنى هست ، در جمع او الف ساقط مىشود و فتحهء قبل از الف ، به حال خود مىماند ؛ چون مصطفون و مصطفين - به فتح فاء - و عيسون و عيسين - به فتح سين . و اين ، قاعدهء كليه است در جمع هر مفردى كه در آخر او الف مقصوره باشد . پس معنى « أدنين » جماعتى است كه نزديك‌تر باشند . و « أقصين » جمع « اقصى » است ؛ يعنى جماعتى كه دور تر باشند . و « والى » مشتق است از « موالاة » به معنى دوستى كردن . و « أدأب » يعنى تعب فرمود . « نصح » به معنى نصيحت كردن است . و اضافهء « دعوت » به « كاف » به اعتبار آن است كه خداى تعالى علت غاييهء دعوت پيغمبر است امت را ، يا به اعتبار اضافهء مجموع « اهل دعوت » است به « كاف » ، نه به اعتبار اضافهء « دعوت » به « كاف » ، از قبيل آنچه علماى عربيه در اضافهء « حبّ رمّانك » گفته‌اند . بدان كه هريك از « دنوّ » و « قرب » و هريك از « قصو » و « بعد » يا به اعتبار خويشى به پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و بيگانگى از او است ، يا به اعتبار نزديكى در مكان و دورى در مكان از او است ؛ چه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم چنانچه خويشان كافر خود را از ساحت عزت خود دور كرد ، جماعتى [ از ] كفار را ، كه به حسب مكان به او نزديك بودند ، اگرچه خويش او بودند ، از فيض رحمت خود دور ساخت . و چنانچه بيگانه‌هاى مسلمان صافى اعتقاد را به ساحت عزت خود نزديك ساخت ، جماعتى را كه به شرف خدمت او نرسيده بودند و در مكان از او دور بودند ، اما