ذات پيغمبر است ، نه به منزلهء صفات او . پس به منزلهء عطف بيان باشد . و « قائد » به معنى سردار لشكر است .
( معنى خير نزد محققين حكماى اسلامى )
و چون « خير » بنا بر تحقيقى كه محققان كردهاند ، چون شيخ الرئيس ، در الهيات شفا ، به معنى كمالى است كه مقصود اصلى باشد ، چون معرفة اللّه ، مىتواند بود كه « امام الرحمه » اشاره به شفاعت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم باشد امتش را در نشئهء آخرت ، كه به سعادت اخرويه فائض « 1 » شوند . و « قائد الخير » اشاره باشد به آنكه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در اين نشئهء دنيا واسطه است ميان امت و كمالات علميه ، كه مقصود اصلىاند از ايجاد ، كه از آن جمله ، معرفة اللّه تعالى است كه از تكميل قوّت نظريه به هم مىرسد .
و « مفتاح البركه » اشاره باشد به آنكه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در اين نشئهء دنيا واسطه است ميان امت و كمالات عمليه ، از رعايت طاعات و عبادات ، كه از تكميل قوّت عمليه به هم مىرسد . و « نصب » به معنى تعب دادن و برپا داشتن آمده است . و مناسبت كراهت با نفس ناطقه و تعب با بدن ، اگرچه بيشتر است ، اما مطلب حضرت امام عليه السّلام آن است كه كراهت نفس پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به حدّى رسيده بود « 2 » كه در بدن او اثر كرده بود و همچنين تعب بدن پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به تعب نفس منتهى شده بود . و « مكاشفه » به معنى آن است كه كسى عداوت را با كسى آشكار كند .
و « حامه » از حميم مأخوذ است به معنى خويشان و دوستان نزديك . و در نسخهء ابن ادريس ، بدل « و حامته » ، « و لحمته » است - به ضم لام . و لحمه به معنى قرابت و
هامش
( 1 ) . كذا . صحيح ظاهرا : فائز .
( 2 ) . نسخهء ج : - بود .