مراد از « مكان » ، يا سطح باطن حاوى است كه مماس ظاهر محوى باشد ؛ چنانچه شيخ الرئيس ابو على ابن سينا در شفا اختيار كرده است . پس گويا حمد به منزلهء مكان نعمت است . يا به عوض است مجازا ، يا به معنى منزلت است ؛ چه منزلت حمد ، متفاوت مىشود به تفاوت منزلت نعمت .
و لفظ « مكان » و « عدد » منصوبند به نزع خافض . و لفظ « مكان كلّ واحد [ ة ] » عطف است بر « مكان كل نعمة » . و ضمير در « منها » و « عددها » يا راجع است به بندگان ماضى و باقى .
( معنى كلام امام عليه السّلام )
پس خلاصهء معنى آن باشد كه حمد از براى خداى تعالى ثابت است به عوض هر نعمتى كه بر ما و بندگان سابق و باقى دارد ، به عدد آنچه علم الهى به آن تعلق گرفته است و به عوض هريك از بندگان ، جميع عدد بندگان . پس اولا عدد حمد را به قدر عدد نعمت ، مضاعف ساخت و ثانيا به قدر عدد بندگان حامد .
يا راجع است به اشيا ؛ يعنى حمد از براى خداى تعالى است به عدد هر نعمت كه بر بندگان دارد ، به عدد علم الهى به هر شىء از اشيا ، به عوض هريك ، عدد كل اشيا ؛ چنانچه عدد حمد در اين صورت ، به قدر مضروب عدد نعمت الهى است بر بندگان در عدد علم الهى به اشيا در عدد ذوات اشيا ، فافهم .
و « عددها » در روايت ابن ادريس ، به رفع و به نصب ، معا خوانده شده است . اگر مرفوع باشد ، مبتدا است و خبر او « مكان كل واحد [ ة ] » است كه ظرف است و بر او مقدم شده است . و ابد به معنى دهر است .
( معنى دهر و سرمد )
و مراد از دهر و سرمد ، يا معنى لغوى است ، يعنى دائم و زمان طويل ، يا معنايى