( بيان آنكه « ثمّ » به جهت ترتيب در زمان و در رتبه و شرافت ، هر دو آمده است )
لفظ « ثمّ » در لغت عرب ، اگرچه موضوع است به جهت تعقيب با مهلت ، اما بسيار واقع شده است كه مجازا اطلاق كردهاند بر آنكه ميان كلام سابق بر « ثمّ » و كلام بعد از آن ، در مرتبه و شرافت اختلاف بوده است . پس اين اختلاف در رتبه را به منزلهء تراخى در وقت قرار دادهاند ؛ چنانچه در قرآن مجيد وارد شده است :
هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ ؛
« 1 » يعنى خداى تعالى خلق كرد به جهت شما آنچه در زمين است جميعا ، پس قصد كرد به جانب آسمان و از روى اعتدال و استوا هفت آسمان را خلق كرد . و معلوم است كه خلق آسمان ، قبل از زمين بود ؛ چنانچه در قرآن وارد شده است :
وَ الْأَرْضَ بَعْدَ ذلِكَ دَحاها ؛
« 2 » يعنى زمين را بعد از آسمان دحو كرد و پهن ساخت . پس
« ثُمَّ »
در اين آيهء كريمه ، اشاره است به آنكه تفاوت عظيمى در مرتبه ، ميان خلق زمين و آسمان هست ؛ چنانچه فراء نحوى نيز مىگويد كه
« ثُمَّ »
گاهى به جهت ترتيب در اخبار مىآيد ، نه در اصل حكم ؛ چنانچه مىگويى :
« أعجبني ما صنعت اليوم ، ثمّ ما صنعت أمس أعجب » .
و در اين مقام نيز « ثم » به جهت تراخى در وقت و مهلت نيست ، بلكه به جهت آن است كه شرافت حمد سابق بر اين فقره ، به اعتبار كيفيت بود ؛ چه حامد ( در آن حمد ) « 3 » ملائكهء مقربين و انبياى مرسلين و ائمهء معصومين سلام اللّه عليهم اجمعين بودند . و شرافت حمد مذكور در اين فقره ، به اعتبار كثرت عدد حمد و زمان حمد است . و
هامش
( 1 ) . البقرة ، آيهء 29 .
( 2 ) . النازعات ، آيهء 30 .
( 3 ) . از نسخهء ه و از حاشيهء نسخهء ب ، كه به خط كاتب نسخه نيست .