صادر مىشد در عضوى ، واجب بود بر ايشان كه آن عضو را قطع كنند .
و « تجشيم » به معنى تكليف است بر امر شاق .
( معنى كلام امام عليه السّلام )
يعنى پس نبود همچنين طريقه و قانون خداى تعالى در توبه ، به جهت جماعتى كه پيش از ما بودهاند . هرآينه ساقط كرد از ما آنچه ما را به آن طاقت نبود . و تكليف نكرد ما را مگر به آنچه وسع ما باشد . و تكليف دشوار نكرد ما را مگر به چيزهاى سهل . و نگذاشت به جهت يكى از ما در روز قيامت ، حجتى و عذرى . پس كسى از ما هلاك مىشود در روز قيامت كه هلاك شد از فرمان و حكم او . و كسى سعيد است از ما كه رغبت كرد به حكم او .
[ قوله : « و الحمد للّه بكلّ ما حمّده به . . . كفضل ربّنا على جميع خلقه » ]
و الحمد للّه بكلّ ما حمّده به أدنى ملائكته إليه و أكرم خليقته عليه و أرضى حامديه لديه ، حمدا يفضل سائر الحمد كفضل ربّنا على جميع خلقه
« تحميد » به معنى حمد پىدرپى كردن است . و « أدنى » مشتق است از « دنو » به معنى قرب ، نه از « دناءة » به معنى خسّت ، بلكه « دنىء » به همزه ، مشتق است از « دناءة » . و « أكرم » و « أرضى » افعل تفضيل است به معنى مفعول ؛ چون اشهر . و « سائر » به معنى باقى است ، مأخوذ از « سؤر » ، به معنى آبى كه در ته ظرف باقى مانده باشد ؛ چنانچه حريرى « 1 » و صغانى « 2 » و صاحب قاموس « 3 » نيز تصريح كردهاند ، نه به معنى جميع ؛ چنانچه جوهرى در صحاح « 4 » توهم فاسد كرده است . و اگر در
هامش
( 1 ) . درّة الغوّاص ، ص 4 .
( 2 ) . در نسخهها : صنعانى ، و از او در مصباح المنير ، ص 299 نقل كرده است .
( 3 ) . القاموس المحيط ، ج 4 ، ص 63 .
( 4 ) . الصحاح ، ج 2 ، ص 692 .