تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 831

مساهمون:

ص٨٣١
نفس خود را زن شناس از زن بتر * زانكه زن جزو است و نفس است كلّ شر
مشورت با نفس خود گر مىكنى در خلاف اوست خير و ايمنى . « شاوروهنّ خالفوهنّ » در حقّ زنان ، و « شاورهم فى الأمر » در شأن مردان از راه نفس و عقل است . و نشر علم براى جمع مال به نقد و نسيه محض پراكندگى و عين ديوانگى باشد ، علم به بركت علم چنان ترسان و چندان هراسان بود كه سايهء التفات به شغل اين جهان كه به موجب نسيان و خسران آن جهان است از وى محال بود . شيخ بهاء الدين محمد :
علم چبود آنكه ره بنمايدت * زانكه گمراهى ز دل بزدايت اين هوسها از سرت بيرون كند * خوف و خشيت در دلت افزون كند خشية الله را نشان علم دان * إنّما يخشى تو در قرآن بخوان سينه را از علم خوف آباد كن * رو حديث « لو علمتم » ياد كن بهر روزى چند : داراى دل حزين * رو بخوان « وَ اللَّهُ خَيْرُ الرَّازِقِينَ »

صحيفه ( شصت و ششم ) مكتوب به يكى از خلّان

بسم الله الرحمن الرحيم من عبد اللّه الفقير ادهم الحقير إلى أخى فى اللّه و حبيبى للّه ، مولانا عبد الرّحمن ، فتح اللّه عليه باب الكشف و العرفان . اعزّا ، مكتوب مرغوب شما رسيد و مضمون آن معلوم شد ، اظهار اشتياقى كه در آن با اخبار از تحقيق محبّت سمط تحرير يافته بود عجيب و غريب نمود ، از آنكه با وجود دوستى و يگانگى و مواصلت روحانى كه هم‌خانگى است افتراق را گنجايى كجا است ، تا اشتياق را نام توان بردن ، و فراق چه معنى دارد تا آرزوى وصال توان كردن .
اينجا نه سلام راه دارد نه عليك * اين‌طور مقدس است فاخلع نعليك
و همچنين با حصول نفاق و بيگانگى صحبت و الفت صورت نبندد تا تمنّاى هجرت و هواى فرقت متعقّل و متصوّر گردد ، و لهذا گفته‌اند : « لا بعد مع المحبّة و لا قرب مع العداوة » .
رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 831 | ادهم عزلتى خلخالى