تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 828

مساهمون:

ص٨٢٨

صحيفه ( شصت و پنجم ) مكتوب به بعضى از معلمان و مدرسان

بسم الله الرحمن الرحيم من عبد اللّه الفقير ادهم الواعظ إلى إخوانى المعلّمين و المتكلّمين النّاصحين . اى برادران و اى دوستان و اى ياران و دانشوران ، بياييد تا چشمى باز كنيم و ترك از گذشته كنيم و قناعت آغاز كنيم و صبر را ساز كنيم و عقل خود را درنبازيم و زهد را شيوه سازيم و توكّل كنيم و پند حق پذيريم ، و علم را كه بضاعت تجارت متاع آخرت است سرمايهء سوداى پرغوغاى ضياع ناپابرجاى شهوات و شهرت دنياى باطل بىحاصل نسازيم كه فضيحت و خذلان و رسوايى و خسران بالاتر از آن نمىباشد . و آيات بيّنات و روايات مبيّنات خدا و رسول را كه عزيزتر از جان بايد داشت در گرو نان نكنيم و ارزان نفروشيم كه آن شهادت بر سفاهت دهد و دلالت بر حماقت كند . چرا نهى خطاب با عتاب :
« وَ لا تَشْتَرُوا بِآياتِي ثَمَناً قَلِيلًا » *
را فراموش كنيم و جزيل لطيفى را به قليل كثيف بدل نماييم . و چرا از امر و فرمان
« وَ إِيَّايَ فَاتَّقُونِ »
نترسيم ، و نعيم كريم باقى را به چرك و ريم فانى بدهيم و سرى را كه جاى ديهيم سلطان و قبلهء سجدهء فرشتگان باشد براى چه جهت دريوزه به پاى عجوزهء دنيا نهيم و آبرو ريزيم ، و خون دل خوريم تا از جملهء آن كسان باشيم كه
« أُولئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الْحَياةَ الدُّنْيا بِالْآخِرَةِ ، فَلا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذابُ وَ لا هُمْ يُنْصَرُونَ »
در شأن ايشان است . و به عبث و بيهوده بهبود و سود خود را چرا از دست گذاريم و بدين خسارت رضا دهيم تا از آن طايفه گرديم كه :
« أُولئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الضَّلالَةَ بِالْهُدى فَما رَبِحَتْ تِجارَتُهُمْ وَ ما كانُوا مُهْتَدِينَ » ،
طغراى عنوان ديوان ايشان است ، زهى شقاوت و بدبختى كه هدايت گذاريم و ضلالت اختيار كنيم و به قبح آن راه نبريم و از تنبيه و اخبار
« بِئْسَمَا اشْتَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ »
متنبّه و خبردار نشويم .
زياد مىكند مرد تفسيران * كه علم و ادب مىفروشد به نان
چنان است كه جواهر و لئالى نامدار پايدار دهى و خاكستر و سفال مردار بىاعبتارگيرى ، و هرگز هيچ مستى و مجنون و دونى و سرنگونى چنين عمل زبونى نكنند .