و خود را از بند ايشان رهانيم و داد مردى بدهيم و پيش از اين در اين زندان خندان و دار ديدان نماييم و جان را به جانان و دل را به دلدار رسانيم و دانيم كه بر زندگى جهان اعتمادى نيست و روز گذشته به پس نيايد و آينده معلوم نيست كه بيايد عربيّه :
كم تصرف فى الذّنوب ليلا و نهارا * العمر مضى و لم تخف الأوزار
و الوقت لقد ضاق علينا حتى * لم يبق لنا ما يسع الاستغفار
و اگر هم آينده بيايد كه حال همين خواهد بود ، زيرا كه اين حال نيز استقبال بود كه حال شد ، چه ترجيح آن را بدين وجه تفاوت ميان آن و اين .
ما فات مضى و ما سيأتيك فأين * قم و اغتنم الفرصة بين العدمين
الوقت سيف قاطع ، فاجتهد أن لا يفوتك و لا تضيّع نقد وقتك بترجّى النّسية منه ، فإنّك فيه على يقين و فيها بضنين .
كار امروز به فردا نگذارى زنهار * روز چون يافتهاى كار كن و عذر ميار
و مدار كار در اين بازار و مضمار كار را به تحليل و تقليل و تعيين لقمه است ، يعنى طعمهء حلال و كم و يكرنگ ، از آنكه رو به كمى و نيستى و يكرنگى داريم . نظامى :
مشو پرخوار چون كرمان در اين گور * به كم خوردن شكم بربند چون مور
به يك رنگى گرا كان را ضرر نيست * دورنگى پيش يك رنگى هنر نيست
پس در هر باب از ابواب نفس خود را به قليلى از يك چيز قانع بايد بود تا نتيجهء نيك دهد كه گفتهاند . مثنوى :
لقمه تخم است و برش انديشهها * لقمه بحر و گوهرش انديشهها
نيك و بد از لقمه مىزايد تمام * نيك از نيك و بد از بد برد وام
در روايت آمده است كه طاعت ده جزو است نه جزء آن در كسب حلال است .
خبيث الأكل و طيّب المأكول مظهر خير و شرّند ، و كريمهء
وَ الْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَباتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَ الَّذِي خَبُثَ لا يَخْرُجُ إِلَّا نَكِداً »
مؤيّد اين معنى است .
لقمه كامد از طريق مشتبه * خاك خور خاك و بر آن دندان منه
كان ترا در راه حق مغبون كند * نور ايمان از دلت بيرون كند
« يا أَيُّهَا الرُّسُلُ كُلُوا مِنَ الطَّيِّباتِ »
امر است ، و از حلال هم پرخوردن هم حرام و