تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 827

مساهمون:

ص٨٢٧
نفس كه بيخ آن در زير است و شاخ آن سرنگون ، و قوّت آن از بلا است ، و قطع آن به ترك هوا و تقليل غذا توان كرد . و همچنين عشقهء هوا را از طوباى دل بركن و خار و خاشاك آن را از علايق گلزار عقل قلع كن تا از آفت خشك شدن آن شجره سالم بماند و نشو و نما نمايد ، و شغل اين عمل بىرجوع به حق دست ندهد ، و باب اين رياض بىمفتاح رياضت نگشايد . اين است سرّ حديث « أديموا قرع باب الجنّة بالجوع » . چون حصن حصين قلب در تصرّف نفس سركش است كه قلعه‌دار شيطان است و قلعهء محكم را قطع راه از آذوقه و آب است ، و استحباب تحت الحنك تا ظاهر عنوان باطن نمايد اشاره بدين باشد . مولوى :
گر تو اين انبان ز نان خالى كنى * پر ز گوهرهاى اجلالى كنى اين دهان بستى دهانى باز كن * كو خورنده لقمهاى راز كن گر خورى يك لقمه زان نانهاى نور * خاك زبرى بر سر نان تنور
چون احتماء بفعل آيد مداوا آسان بود و اميد صحّت و عافيت باشد و بيم هلاك مرتفع گردد و امنيّت روى نمايد و خانهء دل كاشانهء يار شود ، و خان پرنيان « الجوع طعام اللّه فى أرضه » بگستراند ، و منادى هادى
« فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هذَا الْبَيْتِ الَّذِي أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَ آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ »
نداى رغبت و صلاى دعوت دهد . مؤلّفه :
هرك را توفيق كم خوردن بود * رست از فعل بد و اخلاق بد قوتت از غيب آيد دم‌به‌دم * بيش گردد رفته‌رفته آن نه كم آنچه از تن كاهد افزايد به روح * روح بنمايد فتوح اندر فتوح
اللّهم اجعلنا من عبادك المرتاضين ، الرّاضين بقضائك ، الشّاكرين على نعمائك ، الصّابرين على بلائك ، القائلين بفنائك ، المعدّين داءك و دواءك ، التابعين لأنبيائك ، المحبّين لأصفيائك ، المخلصين لأوليائك ، و المختصّين بسلامك و ثنائك .
رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 827 | ادهم عزلتى خلخالى