تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 821

مساهمون:

ص٨٢١
اى برادر ، بايد كه در مسئله مسدود نسازى كه فايدهء آن عام و نفع آن تمام است ، و به روزگارها مىماند . قال العارف الشيرازى :
غنيمت است حريفان سهيل طلعت ساقى * كه اين ستاره به هر مدّت مديد برآيد بجوييد اى خريداران عشق امروز درد از من * كه فردا هرچه دارم بار خواهم كردن و رفتن

صحيفه ( شصت و دوم ) مكتوب به يكى از ياران آگاه .

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ من عبد اللّه الفقير ادهم الحقير إلى أخى فى اللّه و وليّى للّه ، درويش حميد اللّه ، أعزّه اللّه و أبقاه . اى برادر با جان برابر ، بدانكه تو را بدين مزرع دنياى حراثت و زراعت فرستاده‌اند تا هرچه بكارى همان بدروى ، دل تو به مثابهء زمين است و رياضت به جاى شخم و ايمان به منزلهء تخم ، و طاعات و عبادات آب ، و علايق و عوايق خار و خاشاك و معاصى آفات ، نه تخم بىشخم و برعكس ، و نه كشته بىسقى و نه بىسعى در ازالهء احجار و اشواك برويد ، و نه زرع روييده باوجود تصادف آفات بىتربيت حارث محصول دهد . پس بر تو باد كه حراثت بكارى و همهء آنچه وى را بدان احتياج است رعايت كنى ، تا از اين كشتزار حاصلى بردارى و دست خالى نمانى ، بضاعت قابليّت و سرمايهء حيات را غنيمت دان ، و بدانچه آن با تو بدان جهان همراه نرود صرف مكن و مباز كه حيف است ، و تلف كردن استعداد و تضييع عمر بما لا يعنى و لا يبقى آخر ندامت و ملامت آرد و سود ندارد . و بعد از آنكه آنچه بر تو است كرده باشى از رحمت بىغايت و عنايت بىنهايت حضرت الهيّت كه رحمان دنيا و رحيم عقباست نوميد مباش كه فضل تازه‌به‌تازه و لطف پى اندازه وى با تو آن كند كه او را شايد و تو را بايد ، و قنوط از مغفرت بىعلّت او كبيره بود ، بلكه به كفر انجامد . و ما أحسن ما قاله الأكابر :
من عادت آن بهانه‌جو مىدانم * من خاصيت رحمت او مىدانم
رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 821 | ادهم عزلتى خلخالى