است انسانى و مسجود روحانيان . و ما أحسن ما قيل :
فرشته عشق نداند كه چيست قصّه مخوان * بيار جام و شرابى به خاك آدمريز
سؤال ششم : آنكه كعبهء حقيقت كدام است و بناى آن بر چيست ؟
جواب : آنكه كعبه كه عبارت از كمال است و منازل طريق آن مقامات است و حرم حريم آن حالات است و بناى آن به نفى و اثبات است ، و چهار ديوار آن اصول اربعهء اخلاق است ، يعنى عفّت و شجاعت و عدالت و حكمت ، چنان كه شيخ مرحوم فرموده :
چهار ركن كعبهء اهل صفا * صمت و جوع و عزلت و بيدارى است
و مدينه و مكّه وجود عالمان ربّانى و عارفان صمدانى محلّ آن است و لهذا ما قيل :
« طلب أهل الحقّ حجّ » ، و بدين مشعر است آنكه مولوى معنوى مىفرمايد :
اى قوم به حج رفته كجاييد كجاييد * معشوق همين جاست بياييد بياييد
معشوق تو همسايهء ديوار به ديوار * در باديه سرگشته چراييد چراييد
و پيش بصيرت والى مملكت ولايت نمود هر شىء از اشياء در حقيقت خانهء بود خداست ، از آنكه همه با وى برپا و از وى برجاست .
موحّد همان بيند اندر ابل * كه در خوبرويان چين و چكل
سؤال هفتم : آنكه در حقيقت دل چه گويى ؟
جواب : بجز اين چه توان گفت كه :
« قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي »
، صاحب دل داند كه دل چيست و منزلگاه كيست ، پس دل بدست آر تا به ماهيّت دل راهت دهند ، و از حقيقت دل آگاهت كنند ، و حاجى بيت اللّه نام ننهند ، كما فى المثنوى :
دل به دست آور كه حجّ اكبر است * از هزاران كعبه يك دل بهتر است
كعبه مردان نه از آب و گل است * طالب دل شو كه بيت اللّه دل است
تا دل مرد خدا نامد به درد * هيچ قومى را خدا رسوا نكرد
گرچه خانهء كعبه خانهء برّ اوست * اين دل ما نيز خانهء سرّ اوست
ابلهان تعظيم مسجد مىكنند * در جفاى اهل دل جد مىكنند
آن مجاز است اين حقيقت اى خران * نيست مسجد جز درون سروان
هين مشو غافل از آن خلوت سرا * تا شوى با صاحب آن آشنا