تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 816

مساهمون:

ص٨١٦
چون آخر همه از اين خاكدان كوچ خواهند كرد سلطان و ناتوان همه يكسان خواهند بود .
چو آهنگ رفتن كند جان پاك * چه بر تخت مردن چه بر روى خاك
مرجو آن است كه در آن زمان كه ديوان عدلى از شما به ظهور آيد و احقاق حقّى رو نمايد ، اين فقير گرفتار هوا و هوس را كه به ظاهر و باطن شكسته و خسته است و در دست عدوّ نفس و ابليس بدخواه عاجز مانده است به خاطر بگذرانى و در دل به دعاى خيرى ياد كنى ، زيرا كه هر دعائى كه در زمان عدل و داد كنند بلا اشتباه به اجابت رسد و قبول درگاه وى شود ، و هيچ وقتى نزد خداوند تعالى دوست‌تر و شريف‌تر از آن‌وقت نبود . اگر بدين نوشته كار كنيد صلاح دين و دولت پادشاه و موجب زيادتى عمر و سبب كامگارى نوّاب نامدار خان عاليشان خواهد شد ، و شما را كه خيرخواه اين دولت‌ايد فتوحات و فيوضات صورى و معنوى روى خواهد داد كه همهء خلايق از آن بهره‌مند گردند و روى در خيرات و مبرّات نهند كه : « الناس على دين ملوكهم » .
منت آنچه حق است كردم پيام * تو دانى و تدبير خود ، و السّلام

صحيفه ( شصت و يكم ) مكتوب به يكى از مخاديم عظام

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ من أقلّ عباد اللّه و أحوجهم إليه ادهم العزلتى إلى أخى محمود الآمال حميد الخصال ، مولانا جلال ، زاده اللّه فى الحال و الكمال . اى ولىّ من ، شرفنامهء شريف لطيف كه نامزد اين ضعيف ساخته بوده‌اند رسيد و موجب سرور قلب حزين مهجور معذور و از سعادت خدمت دور گرديد ، سؤالى چند در آن مرقوم كلك مشكين رقم گشته بود ، جواب هريك از آن به قدر استطاعت و بضاعت و توان در تحت آن محرّر و مسطور نموده به ملازمت سامى مبلغ و مرسل داشت . سؤال اوّل : آنكه كريمهء و
« ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ » *
چه معنى دارد ؟ جواب : يعنى : ما عرفوا اللّه حقّ معرفته ، و ما وصفوه حقّ وصفه . و اين مقدور منفى در حقيقت عام است نه خاص ، و اختصاص به بعضى دون بعضى ندارد ، كه هم به اعتبار مكلّف و هم به حسب مأمور . پس غايت معرفت و نهايت شكر و قدرت